بنیان‌های اسطوره‌ای و اجتماعی برون‌همسری در شاهنامه، هنجارها و ناهنجاری‌هایش

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران

2 عضو هیات علمی رشته ادبیات فارسی، دانشگاه اراک، اراک، ایران

چکیده

ازدواج و گونه‌های روایت‌شده آن در شاهنامه، همانند بسیاری از پدیده‌های اجتماعی دارای بنیان‌های اسطوره‌ای و اجتماعی است که زیرساخت فکری و بنیاد نظری آنها را مشخص و بهنجار یا ناهنجار بودن آنها را تبیین می‌کند. ازدواج‌های روایت‌شده در شاهنامه را می‌توان به دو گروه کلّی درون‌همسری و برون‌همسری دسته‌بندی کرد. در این مقاله ضمن مطالعه گونه‌های مهم برون‌همسری در شاهنامه، با جستجوی بنیان‌های اسطوره‌ای و اجتماعی آنها، بهنجار یا ناهنجار بودن هر یک از نظر فردوسی و برخی از شخصیت‌ها بررسی می‌شود. برون‌همسری نزد ایرانیان از بنیان‌های اسطوره‌ای و اجتماعی برخوردار است؛ بنیان اسطوره‌ای آن برگرفته از آمیزش نیروهای اهورایی با اهریمنی در اسطوره آفرینش است و بنیان اجتماعی آن در رسوم اجتماعی دوران مادرسالاری ریشه دارد که در آن، مردان از طریق پیوند با زنان سایر کشورها می‌خواستند اصالت تبار و فرمانروایی آن کشور را از آن خود کنند. مهم‌ترین گونه‌های برون‌همسری در شاهنامه به دو شکل ازدواج موقت و چندهمسری دیده می‌شود که ازدواج موقت بر پایه اسطوره پیوند انسان با پریان شکل گرفته و از بعد اجتماعی بیانگر کوشش اقوام دیگر برای به دست آوردن نسب و نژاد پهلوان دشمن برای غلبه بر او و کشورش است. در این تحقیق مشخص شد که چندهمسری در شاهنامه دارای بنیان اسطوره‌ای نیست و بنیان اجتماعی آن در سنّت‌ها و رسوم دوران مردسالاری ریشه دارد که بر اساس آن، مردان برای داشتن فرزندان و نیروی کار بیشتر به چندهمسری روی آورده‌اند. فردوسی و چندین شخصیت دیگر در شاهنامه، چندهمسری بیش از حد شاهان را به سبب ستم و آسیبی که بر زنان وارد می‌کند، ناهنجار دانسته‌اند.
 

کلیدواژه‌ها