کارکرد و نقوش وریس در گذار از کوچندگی به یکجانشینی در ایل بختیاری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

رئیس ترویج معاونت صنایع دستی/ سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری

چکیده

«وریس» یکی از دست بافته‌های نواری زنان ایل بختیاری، با نقش‌ها و طرح‌های انتزاعی منحصر به فرد است که از پشم گوسفند، موی بز و در مواردی کاموا بافته شده و در زندگی کوچندگی عشایر بختیاری به عنوان طناب در عرض‌های متفاوت برای مصارف مختلف کارکرد داشته و امروزه این هنر به دلیل یکجانشینی عشایر محدود شده است. حال این سئوال مطرح است که یکجا نشینی چه تأثیری بر کارکرد و نقوش منسوج وریس گذاشته است؟ هدف این مقاله شناسایی علت تغییراتی است که در اثر یکجانشینی بختیاری‌ها در کارکرد و نقوش وریس صورت گرفته‌است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، گردآوری مطالب کتابخانه­ای و میدانی و محدودۀ تاریخی آن دورۀ معاصر است. از نظر موضوعی نیز  صرفاً شامل وریس‌بافی به عنوان یکی از دست بافته­های ایل بختیاری است و به دیگر منسوجات نواری آنان نمی‏پردازد. نتیجۀ تحقیق نشان می‌دهد که نیاز عشایر بختیاری به نوارهای وریس در دورۀ کوچندگی باعث تنوع در کاربرد آن­ها شده و اقتضای شرایط کوچ، اعتقادات و باورها و ارتباط تنگاتنگ آن‌ها با طبیعت، خلق نقوشی زیبا را در بافت وریس به همراه داشته است که در زمان یکجا‌نشینی ایل، اکثرکاربردهای عملی خود را از دست می‌دهد و موجب کنار گذاشتن تدریجیِ نقوش و بافت این منسوج می‌شود.
 

کلیدواژه‌ها


مقدمه

ایل بختیاری بزرگ‌ترین ایل کوچندۀ ایران (بر اساس آخرین سرشماری عشایر در سال 1387 مرکز آمار)[1]، از دیرباز در دامنه‌های زاگرس زیسته است. ییلاق و قشلاق بختیاری‌ها عمدتا در حد فاصل دو استان چهارمحال ‌و ‌بختیاری و خوزستان ونیز مناطقی از استان­های لرستان و اصفهان است. زندگی مردم بختیاری مبتنی بر پرورش دام و زندگی کوچندگی است و بخشی از فرآورده‌های دامی آنها که شامل پشم، کرک و موی بز است، به‌ صورت دستاوردهای هنری در قالب تولید انواع دست‌بافته‌های کارکردی متجلی می‌گردد. این دست­بافته­ها شامل قالی، خِرسَک (فرشی با پُرز بلند)، لِی (گلیم یا سرانداز)، جاجیم (نواربافته­ای منسوج پهن برای تهیه رویۀ لحاف)، موج (روانداز، رختخواب پیچ و گاهی زیرانداز)، هورژین (خورجین)، تُربَه (توبرۀ نگهداری و حمل ملزومات چوپان)، شَلَه (برای جابجایی مشک، محصول دروشده، سنگ وچوب برروی حیوان)،شَلْ (برای جابجایی محصول دروشده)، هورژ (خورج)، هورژین (خورجین)، هور (جوال)، مَهدَه (زیرگوشی)، تی‌یَر (نمکدان)، هورژِ تَرک (محل نگهداری دارایی نقدی و قیمتی)، سُرفَه آردی (سفره­ای برای ملزومات و پخت و پز نان)، پیش‌سینه اسب و مادیان، جُل (رو­زینی)، مَوجی­چین (نوعی نواربافته بدون پود جداگانه با نقوشی شبیه به موج)، برای بند چادرها علاوه بر وریس طناب‌های دورنگی می‌بافند که خودشان آن را رشمه گِلْدِرچین می‌نامند. (کریمی، 1368: 111)، گِلدِرچین (نوعی نواربافته بدون پود و باریک که بیشتر برای بستن گیس دختران و زنان به کار می­رود)، بَندِ زَنگِلی (نوعی نواربافته برای بستن زنگوله به گردن حیوانات)، طنابِ چَپی (نوارتابیده شده با موی بز سیاه و سفید که بیوه زنان بختیاری آن­را با دست چپ ­تابیده، روی آن­را با پشم یا کاموای رنگی پوشانده وبرای خوش یمن بودن و دورشدن چشم بد از خانواده در سیاه چادر و...آویخته و نیز به دیگران هدیه می­دهند) و «وریس»  است که در مواردی به آن «مال بَند»[2] هم می‏گویند. اغلب نوار‌های عشایری با تکنیک سادۀ دولابافِ یک پود بافته می‌شوند. این نوار‌ها بافت دو رو دارند و روی آنها نقوش گیاهی، جانوری، انسانی و ...خودنمایی می‌کند. مهم‌ترین گرایش‌های تولید دست‌بافته‌های نواری در مناطق مختلف ایران، در جدول زیر آمده­ است:

جدول شماره1 - مهم‌ترین گرایش‌های نواربافی در مناطق مختلف ایران

ردیف

نام گرایش


منطقۀ جغرافیایی

1

وریس‌بافی

چهارمحال‌وبختیاری، خوزستان، لرستان و اصفهان

2

نواربافی

گلستان (علی‌آباد کتول)

3

پَن‌بافی

قزوین (روستای علی آباد الموت)

4

خوس‌بافی

استان فارس (شهر‌های خنج و اوز)

5

خَضایه‌بافی

هرمزگان

6

مُداخله‌بافی

خراسان رضوی (بجنورد منطقه کلات نادری)

مردمان بختیاری به کمک ادبیات شفاهی، شعر و موسیقی به غنای ذهن و باور خود می‌افزایند و با خلق نقش و نگارها، آنها را تبدیل به وسیلۀ ارتباطی و انتقال اندیشه می‌سازند. نظر آرمن ‌هانگلدین[3] در مورد نقش قالی را می‌توان به نقوش منسوج وریس نیز تعمیم داد: «نقش قالی، تنها عنصر بنیادی است که همیشه مورد توجه قرار می‌گیرد» (1375: 39).

"چُوگَری، چینی­گَری، دووالِ گایی                    تو چُنُو چَپَت بِزَ، عاجز نَبایی"

 (تو نخ ریس و بافنده‏ای، با کارت­های چرمی گاو برای بافتن وریس چنان دفتین بزن که خسته نشوی)

بافت وریس، بافندگی روی دستگاه توسط صفحات مربعی شکل هستند. این صفحات مربع‌هایی از پوست محکم گاو هستند (دووال) که هر ضلع آن 6 سانتی‌متر است و در هر گوشه آن یک سوراخ وجود دارد. از هر سوراخِ تعدادی از این صفحات (10 تا 20 صفحه متناسب با پهنای تسمه موردنظر) یکی از نخهای تار می‌گذرد. این نخ‌های تار بین دو عدد میخ چوبی که در زمین فرو رفته کشیده شده است (مشابه تصویر 5 که به جای میخ‌های چوبی نوع آهنی آن استفاده شده است) و فاصله‌ی این دو میخ، متناسب با طول تسمه‌ای است که باید بافته شود. همین که صفحات ردیف شدند، نخ‌های تار را در دو ردیف جدا از هم به صورت زیر و رو نگه می‌دارند؛ از بین این دو ردیف، نخ پود می‌گذرد. نخ پود توسط یک کاردک چوبی (چَپَت) فشرده می‌شود. چرخش این صفحات چرمی به میزان یک چهارم دور در جهت عمودی، یک گام از کار را آماده می‌کند و یک چهارم از تارها در دو سطح رویی کار ظاهر می‌شوند (دیگار، 1369: 155-154) (تصاویر 2 تا 4 و تصویر 22).

ابزارهای لازم بافت وریس (تصاویر در گروه تصاویر 1) شامل مِه (میخ بلندچوبی یا فلزی) (تصویر 1)، پَرَه (وسیلۀنخ‌ریسی)، دووال (کارت­هایی از جنس چرم، فیبر و در حال حاضر پلاستیک)، چَپَت (کار دفتین را انجام می‌دهد) (تصویر4)، سُک (وسیلۀ چوبی برای جداکردن تارها از یکدیگر و بافت راحت تر که بر روی آن‌ها در عرض کشیده می­شود) و قِچی (قیچی پشم چینی و قیچی معمولی)، چَقو (چاقو) و ماسورَه (مقداری نخ که با دست به هم پیچیده و برای پود به کار می‌رود) (تصاویر 2 و 3) بسیار ساده و ارزان بوده و به راحتی در دسترس عشایر که تولیدکنندگان اصلی نوار‌ها هستند، قرار دارد. در دهه‌های گذشته برخی از وریس­ها با تغییر شیوۀ زندگی بخش اعظمی از ایل بختیاری از کوچندگی به یکجانشینی کاربردهای گذشتۀ خود را از دست داده و از گردونۀ تولید مصرفی عشایری خارج شده‌است. فقط تعدادی از زنان بختیاری که درهنگام کوچ از بافتن آن بهره برده‌اند، توانایی بافت آنها را دارند و در حال حاضر تنها به بافت برخی از نقوش وریس می‌پردازند. گاهی برای سرعت بخشیدن به بافت وریس، دو نفر اقدام به بافت از دو طرف یک دستگاه می‌کنند؛ در این صورت بافنده‏ای که کارت‏ها را در اختیار دارد نقش انداز اصلی است (تصویر 5). مواد اولیۀ وریس عمدتا از پشم، موی بز و کاموا است.

پدیدۀ یکجانشینی، پیامدهایی را برای عشایر به دنبال داشته است. نخستین پیامد، کنارگذاشتن زندگی کوچندگی است که موجب حذف دامداری و دامپروری که مهم‌ترین و عمده‌ترین منبع معیشت و اقتصاد آنان است، ‌شده و درنتیجه دیگر مواد اولیۀ بافته­های عشایری در دسترس آن­ها نخواهد بود. دومین پیامد این است که در اثر تغییر شرایط و شیوۀ زندگی، دست بافته‌های عشایری، کاربرد خود را از دست خواهند داد. بنابراین در شرایط جدید، اصالت و ارزش‌های هنری و زیباشناختی، طرح، نقش، رنگ و فنون بافت موجود در دست‌بافته‌ها با قرارگیری در کانون‌های اسکان و نزدیکی با روستا یا شهر تحت تأثیر این هم‌جواری قرار گرفته و نظام بافندگی عشایری کنار گذاشته می­شود؛ در نتیجه بخش مهمی از هویت ایلی بختیاری از بین می‌رود.

هدف کلی این تحقیق، بررسی وریس پس از یکجانشینی عشایر بختیاری و مقایسۀ آن با دوران کوچندگی از منظر کارکردها و نقوش آن­ها است  که برای برنامه­ریزان حوزه­های مرتبط مورد استفاده خواهدبود. مناطق عشایری دعوتگاهِ چارمورونِ دینارون از بخش مرکزی شهرستان اردل، قلعه‌سنگ از بخش مرکزی شهرستان کوهرنگ، روستاهای بیدکَل از توابع شهرستان فارسان و گزستان از بخش بازفتِ شهرستان کوهرنگ برای مطالعۀ این پژوهش انتخاب شده‌‌است. جامعۀ آماری این تحقیق، شامل بیش از 50 نوار وریس متفاوت موجود در مناطق فوق و نیروی انسانی مرتبط با این حوزه­ها است.

گردآوری اطلاعات این تحقیق به‌صورت میدانی- کتابخانه‌ای بوده‌است. اطلاعات توصیفی پیرامون جنبه‌های تحقیق، ازطریق مصاحبۀ تخصصی با افراد مرتبط با وریس‌بافی در طی سفرهای نگارنده در سال‌های 1369 تا 1371 (در زمان کوچندگی نسبت به اکنون) و سال 1396 در زمان اسکان عشایر در مناطق کوچندگی تعداد اندکی از باقیماندۀ خانوار عشایر کوچ ­رو و روستایی گردآوری شده‌است. سپس با استناد به  منابع کتابخانه‌ای در زمینه‌‌های مختلف (به‌صورت فیش‌برداری و تصویربرداری)، موضوع تحقیق تجزیه و تحلیل شده‌است. در این مقاله از روش تحقیق تحلیلی- توصیفی استفاده شده‌است. این پژوهش، از نظر محدودۀ موضوعی، صرفاً شامل وریس‌بافی ایل بختیاری به‌عنوان یکی از گرایش‌های پارچه‌بافی سنتی ایران است و سایر نوارهای دست­باف زنان و مردان بختیاری بررسی نشده‌است. یافته‌های این تحقیق، می‌تواند در راستای رونق مجدد وریس‌بافی در دورۀ یکجانشینی ایل بختیاری، ازسوی متولیان این حوزه مورد استفاده قرار گیرد.

پیشینۀ پژوهش

 مهم‌ترین پژوهش‌هایی که تاکنون در ارتباط با موضوع اصلی و موضوعات فرعی این مقاله نگارش و منتشر شده‌است، شامل موارد زیر است: در مقالۀ «مطالعۀ مردم‌شناسی وریس‌بافی عشایر بختیاری» (کیانی، 1395). با توجه به اهمیت تأثیر پذیری از محیط و طبیعت اطراف در وریس توسط هنرمندان گمنامی که وسایل کاربردی روزمره را با ذوق خاص و وسعت نظرشان تبدیل به کالاهای ارزشمند کرده‌اند، به چیستی عوامل موثر در بافت آن قدمی در شناساندن این دست‌بافتۀ بختیاری برداشته‌است. نتایج تحقیق یادشده نشان داده است که عشایر بختیاری با توجه به نیازهایشان و با مواد اولیۀ موجود، کاربردی‌ترین وسایل خود ازجمله وریس را می‌بافند که این تولیدات زیبا از لحاظ نقش‌اندازی نیز دارای اهمیت بوده و اغلب برگرفته از عقاید و آداب و رسوم آنها است. مقالۀ «نوارهای تزیینی منسوج ایرانی» (امینی، 1384). به بررسی تحول تزیینات نواری شکل در ایران پرداخته‌است. مقالۀ «بندهای آویز دست­باف در ایل بختیاری هنری رو به فراموشی»، به معرفی و کاربرد بندآویزهای دست­باف عشایر بختیاری می­پردازد که بدون هیچ­گونه ابزاری بافته می­شوند. نویسنده در مقالۀ خود تلاش می­کند روشی برای احیا این تولیدات ارائه دهد اما نمی‏تواند از طرح یک پیشنهاد فراتر ‌رود.

کارکردهای وریس

شامل دو گروه کاربردهای عملی و کاربردهای تزیینی است (گروه تصاویر 2). از یک منسوج وریس ممکن است در کاربردهای مختلف استفاده شود.

کاربردهای عملی

  1. از زیباترین وریس­ها برای بستن بار و بنه بر پشت چارپایان استفاده کرده تا به هنگام کوچ آن ­را به رخ دیگر طوایف بکشند.
  2. تَلْمیت: به هنگام کوچ بر روی "هورژین" (خورجین) بسته شده بر کمر اسب، قاطر و الاغ، دو بالش جلو و عقب آن گذاشته، روی آن را با بافتۀ موج پوشانده، با وریسی منقوش محکم کرده و از گودی ایجاد شده بین دو بالش برای نشستن افراد ناتوان، زنان و بچه‏ها استفاده می‏کنند (تصویر 18).
  3. بستن جُل (روزینی) و پالان که با تسمۀ سینه­بند به جلوی حیوان، تَنگ شکم­ بند به پشت دست­ها و "دینِه‌چِه" (دنبالچه) که به وسیلۀ یک زیردُم نمدی (رُفیده) به پشت حیوان بسته می­شود (تصویر 18).
  4. بستن لِگام و سر و کلۀ (سربند) چارپایان (تصویر 16).
  5. "آو آر هیوَه" (وسیلۀ آوردن هیزم): برای حمل هیزم و مواد سوختی از وریس نقش‌دار مستهلک یا وریس سادۀ خود رنگ استفاده می­شود (تصویر 19) که اندازۀ آن بسته به مقدار هیزم گردآوری شده تغییر می‌کند.
  6. "آو آر اُو" (وسیلۀ آوردن آب): برای حمل و جابجایی مشک پرشده از آب چشمه نیز، وریس استفاده شده یا وریس سادۀ خود رنگ را به کار می­برند.
  7. "قفل و کلید کردن"هورژین" (خورجین): هورژین حکم صندوقچه­ای را دارد که با اتصال بندینک­های آن به یکدیگر که از بافت وریس است، درِ آن کاملا بسته شده و آخرین بندینک کیسه‏های دو طرف با قفل محکم می‌شوند (تصویر 8). تمامی وسایل مهم زندگی در هورژین جای می­گیرد.
  8. "هورژ" و "مهده" مانند هورژین قفل و کلید می­شوند (تصاویر6 و 7). در این بافته­ها وسایل شخصی زنان جای می‌گیرد. در مواقع لزوم نیز از مهده به جای بالش (زیر گوشی) استفاده می­شود. عرض این وریس به اندازۀ شکاف‌های ایجاد شده در بافتۀ مورد نظر برای گذراندن وریس از آن و طول آن نیز به اندازۀ پهنای هورژ و مهده بستگی دارد.
  9. برای "بستن و حمل تهده یا تده" (گهواره) بر پشت مادر، از پهن­ترین وریس که آن را "آو آر تهده" می‌نامند؛ استفاده‌شده تا سنگینی آن فشار کمتری به مادر وارد آورد. طریقۀ بستن آن کاملا محکم بوده و هیچ گونه مشکلی به وقت کوچ برای مادر ایجاد نمی­کند (تصویر 10).

10. "بستن قنداق نوزاد": مادر به هنگام خوابیدن نوزاد، وی را قنداق کرده و با وریس می­بندد.

11. "بستن نوزاد به تَهدِه" (گهواره): مادر کودک خود را در زمان خواب یا بیداری به گهواره بسته تا با فراغ خاطر به کارهای روزانۀ زندگی بپردازد؛ در حال حاضر به جای این وریس پهن در مواردی از پارچۀ مخمل جیر یا پارچه‌های دیگراستفاده کرده و با وریس آن را محکم می‌کنند (تصویر 11).

12. "به کمند انداختن و گرفتن اسب­های سرکش".

13. "بستن پیز دستگاه­های بافت منسوجات به سَرِمَلار"، محل اتصال سه پایه (تصاویر 13 و 14).

14. و نیز مشک را به سَرِمَلاربرای دوغ زدن و کره گرفتن، با وریس می­بندند.

15. "بستن بهون" به میخ طویله‏های فرو کرده در زمین برای برپایی و ثابت کردن آن در نُه نقطه برای یک بُهون در اندازۀ سه در چهار متر بدون نقش یا با استفاده از وریس‏های دیگر. هم اکنون از نواربافت‌های دیگر یا از طناب پلاستیکی استفاده می‌شود (تصویر 17).

16. "نُفتوربند" وریسی است در حکم دستگیرۀ هورژین و هور که برای جا به جا کردن، به بالا و پائین دو طرف آن وصل می‌شود (تصویر 9).

17. "اَوسار" (افسار) چارپایان.

18. "شِکال بَند" را مردان شکارچی به وقت شکار کردن همراه خود برده تا شکار خود را با آن به حلقه‌های پشت دو طرف زینِ مرکبِ خود بسته و آنرا به راحتی تا مقصد حمل کنند.

19. "دار دوشگِلَه" (دار دوشکِلا) وریسی پهن و بلند است که دو سرِ آن را برای تاب بازی کودکان به شاخۀ درخت می‌بندند.

20. "بار بندِ بُهُون" وریسی پهن برای مهار سیاه­چادر در برابر بادهای شدید است که به موازات طول سیاه‌چادر، آن را از یک طرف به طرف دیگر از روی سیاه چادر گذرانده و به زمین محکم می­کنند. این وریس به علت قرار داشتن مستقیم در برابر باد، باران و آفتاب بدون نقش بافته می‌شود (تصویر 19).

کاربردهای تزیینی

  1. "تزیین داخل (تصویر20) و بیرون بُهُون" (تصویر 17) با نقش عمدۀ شیردَنگ همراه با منگوله­ها و مهره­های رنگین که با توجه به طول بهون، طول آن متغیر است.
  2. "شَلِه ­کَش" یا "دَستُرکَش": وریسی خودرنگ و بدون نقش است که زنان بختیاری آن را با پارچۀ مخمل خوش­رنگی جلد کرده، بر روی مخمل با مهره دوزی یا دکمه دوزی، نقوش مثلثی ایجاد کرده و از بالای هورژین به دو طرف آن متصل می‌کنند. شله کش علاوه بر داشتن جنبۀ زیبایی، سبب دورشدن حشرات هنگام حرکت چارپایان در کوچ می‌شود (تصویر 9). گاهی نیز وریسی با نقش شیردنگ برای تزئین روی هورژین دوخته می‌شود.
  3. "تزیین تَهدِه" (گهواره) با نقش شیردنگ به همراه مهرۀ تی (چشم زخم)، موی گرگ، دندان پلنگ، خرمهره­ و ...برای دفع بدی­ها و بلایا (قاضیانی، 1376: 141).
  4. "پیش­ تیگی" (پیشانی­بند): وریسی را با منگوله­های رنگی و مهرۀ تی (چشم زخم)  برای تزیین اسب عروس و اسب مورد علاقۀ صاحبش در محل پیشانی به سربند حیوان متصل می‏کنند (تصویر 16).
  5. در حال حاضر عشایر یک‌جانشین، عروس را با ماشین به خانۀ بخت می­فرستند؛ بنابراین ماشین را با وریسی که با نقش شیردنگ بافته شده، مزین می­کنند.
  6. ونیز منزل (خانه­) جای بهون را در یکجانشینی گرفته­است، پس شیردنگ را در جای جایِ آن می‌آویزند (تصویر 21).
  7. بختیاری­های اسکان یافته مکان جشن عروسی را با شیردنگ تزیین می­کنند تا ضمن حفاظت از عروس و داماد و میهمانان، برای ساختن زندگی جدید خوش یُمن بوده و خوشبختی را برای آن­ها به ارمغان آورد.
  8. "بَندِ بازی بَند" یا "بَندِ بایی بَند" (بند بازو بند): دختران و زنان جوان برای زیبایی و دفع چشم زخم، وریسی با نقش شیردنگ بر روی بازوی خود می­بندند. نقشی با این نام نیز روی دیگر بافته‌هایشان موجود است.
  9. "زیرچِلی" (زیربغلی): وریس باریکی با نقش شیردنگ به طول ده سانتی­متر که برای تزیین و محافظت به پایین حلقۀ آستینِ "چوقا" (پوشش روییِ لباس مردان بختیاری بافته شده از جنس کرک) متصل می‌شود (تصویر 15). «هم چنین از آن جا که در قدیم روبان، تور و ...وجود نداشته است، برای تزئین لباس، دور یقه، لبۀ لباس و کمر شلوار استفاده می‏شده‌است» (امیراحمدیان، 1387: 146). اما در مناطق مورد تحقیق این مقاله نشانی یا نظری در این موارد دیده یا شنیده نشد.

نقوش رایج در منسوج وریس (گروه تصاویر 3)

نقوش دست‌بافته‌های بختیاری، با الهام از آداب و رسوم، عادات، بینش‌ و فرهنگ ریشه‌دار و پربار ایل بختیاری ایجاد شده و اغلب از معانی قراردادی برخوردارند. این ‌نقش‌ها با وجود تنوع و پیچیدگی، با آموزش از بافنده‌های بزرگ­تر ایل و به کمک ذهن خلاق بافنده شکل می‌گیرند. هم­چنین، برخی از این نقوش، از عناصر موجود در محیط پیرامون آنها ازقبیل حیوانات، گیاهان و ملزومات زندگی روزمرۀ عشایری سرچشمه گرفته، در گذر زمان ریشه‌های معنایی خود را حفظ کرده‌ و بدون تغییر چشم گیر به حیات خود ادامه داده‌اند. نقش‌های منسوج وریس را می‌توان از نظر شکل ظاهری و موضوع به گروه‌های مختلف تقسیم کرد:

نقوش گیاهی

  1. "بَلگِ بیدی": این نقش تداعی کنندۀ برگ­های پشت سرهم و متصل شده به یک شاخه را تداعی می‌کند.
  2. "تَه‌ تِلاش" (تخته تِراش): زنان بافنده این نقش را به تکه­های چوب با تراش نازک تشبیه می­کنند؛ و یا ممکن است شاخه­های تازه­ای از یک درخت باشد که پوست آن را با نوک تیز چاقو به صورت مورب خط انداخته باشند (تصویر 28).
  3. "گل گندم": این نقش شامل ساقه و خوشۀ گندم است. کشیدگی نقش با کشیدگی فرم وریس هماهنگ شده‌است. در قسمت‏هایی از وریس فقط خوشه گندم که  قوت غالب آن­ها است، بافته‌می‌شود (تصویر 34).
  4. "گل خیردَه[4]" (گل­گِردَه یا تَک­گل): بهار و شروع زندگی دوباره همراه با رویش گل­ها و تداعی آن ازذهن لطیف بافندۀ وریس بر آن نمود می­یابد. این نقش شبیه به لوزی­های توپُر یا اشکال ساده و تداعی ­کنندۀ گل‌های پیرامون آن­ها است (تصویر 24).
  5. "گل پیکَه" (گلِ خالی، گلِ خَشخاری[5]): نقشی شبیه به لوزی­ توخالی است و بر روی چند وریس دیده ‌شده‌است (تصاویر 31، 33 و 40).
  6. "یَ گُل" یا "بَندِ­گل": زنان عشایر بختیاری بافتن نقشی از گل که در یک ردیف و پشت سرِهم تکرارشود را یَ‌گُل یا بَندِگل می­نامند. این نقش شبیه مربعی است که به 4، 6 یا 8 مثلث تقسیم شده‌است و یا به شکل لوزی یا مثلث دیده‌شده‌‌است و به گل‌هایی می­ماند که در یک ردیف به نخ کرده باشند (تصویر 32).
  7. "دوگل": با بافت دو ردیف نقش"یَ گل" به صورت موازی هم، نقش "دوگل" به وجود می‏آید.
  8. "چارگُلی": چارگلی از یک لوزی بزرگ که در بر گیرندۀ 4 لوزی (گل) کوچک است، تشکیل می­شود و به آن "بُتی­شایی" نیز می­گویند (توضیح این نقش در گروه نقوش انسانی آمده­است) (تصاویر 26 و 36).

نقوش جانوری

  1. "ماری": این نقش به شکل خطوط منحنیِ موازی هم بافته می­شود که یادآور شمایل مار است. مار را می‌توان حافظ گنج دانست؛ پس بختیاری­ها اموال خود را با وریسی که نقش مار بر آن نقش بسته، می‌بندند تا از آن­ها به خوبی محافظت شود. نقش ماری را می­توان به آب، مظهر پاکی و نشانۀ حیات و نیز به راه‌های مال­رو تشبیه کرد (تصاویر 43 و  49).
  2. "چِنگلی" تداعی کنندۀ مبارزۀ دو قوچ از زاویۀ دید بالا است که گویی با شاخ هایشان در چنگ هم گرفتار شده‌اند. شاخ قوچ‏ها در این درگیری نمود پیدا کرده و به صورت استیلیزه و مجرد بر وریس نقش می‌بندد (تصویر 27).
  3. "گا مسی سی": اساس این نقش بر یک لوزی استوار بوده و کناره‏های آن با شکل سر جانوران که روبه روی هم قرار گرفته اند؛ تزیین شده‌است (تصویر 51).
  4. "بالِندِه": در گویش بختیاری به پرنده، "بالِندِه" می­گویند. بالِندِه از نقش دو نیم"هَچَه" (توضیح نقش هَچه در نقوش اشیا آمده است) که قرینۀ یکدیگرند، تشکیل می­شود (تصاویر 29، 23 و30).
  5. "شیردِنگ" یا "شِردَنگ": "شیردِنگ" از دو کلمۀ "شیر" و "دِنگ" ترکیب شده و نعرۀ شیر از آن استنباط می‌شود که باعث ترس هر نوع ارواح خبیثه و دور شدن آن­ها می­گردد. شیردنگ ارتباطی تنگاتنگ با فرهنگ معنوی، اعتقادات و باورهای عشایر بختیاری دارد؛ از این­رو برای این نقش شخصیت جداگانه­ای قائل شده، آن را از حیطۀ وریس خارج کرده و برای انواع کاربردهای تزئینی، خوش یُمنی، مبارکی و محافظت کننده به کار می‌برند. "شِردَنگ" ترکیبی از دو واژۀ "شِر" و "دَنگ" (شعر و صوت) است که می‌توان آن را ورد و یا گفتۀ مقدسی دانست که بلایا و بدی­ها را دور کرده و به عنوان دعای خیر همراه صاحب آن است.

5-1- "شیردنگ تکی" شبیه مثلث­های قائم­الزاویه است که به صورت چپ و راست طوری نقش می‌بندند که وتر آن­ها موازی هم قرار می­گیرند (تصاویر 37، 40 و 47).

5-2- "شیردنگ جفتی" از ترکیب شیردنگ تکی است که حول محور یک ضلع زاویۀ  قائمه خود چرخیده و شکلی شبیه مثلث­های متساوی­الساقین می­دهد که راس هر یک در وسط قاعدۀ دیگری قرارگرفته است (تصویر 48).

نقوش انسانی

  1. "بُتی شایی" (خاله شاهی): از دو واژۀ "بُتی" به معنای خاله در گویش بختیاری و "شایی" یا "شاهی" که نام زن است، تشکیل شده و شاید نام اولین زنی است که این نقش را بافته­است و یا برگرفته از بوتۀ شاهی (نام نوعی سبزی) باشد. ساده شدۀ این نقش بر روی وریس بافته شده (تصاویر 44 و 55) و چارگلی (توضیح در نقوش گیاهی آمده است) نیز خوانده می­شود.
  2. "مَوشائیجو" (ماه شاهیجان) یا "مَور شائیجو" (تصویر 35): برای این نقش دو روایت دارند:

2-1- نام زنی است به اسم "موشائیجو" یا" ماه شاهی جان" که لوزی­های تکی دو طرف را به جای چشم‌هایش و لوزی­های دیگر را به جای بقیۀ اندام­ وی تلقی می­کنند. شاید اولین بار زنی با این نام آن را بافته‌ باشد.

2-2- "مَور شائیجو" ترکیبی از دو واژۀ "مَور" به معنی زمین سرسبز است که به "شائیجو" نسبت داده‌می‌شود، به این معنی که زنی به نام شاهی­جان نقشی بافت که به زیبایی آن مکانِ سرسبز است.

نقوش اشیا

  1. "گُلِ گوشار": هنگام بافتِ این نقش، بافندۀ آن این شعر را که حاکی از مشکل بودن بافت آن است زمزمه می‌کرد:       

"دستت به دیال و چَپَت‏ای گُلِ گوشار     چی مُلا قلم به دَس نَشقِسِه وِردار"

(قاضیانی، 1376: 145)

  (بادست­هایت به کمک کارت­ها و دفتین چون معلمی دانا که قلم در دست دارد، نقش گُلِ گوشار را بباف)

  1. "خالِ نال" (نقش نعل): نعل در اکثر مناطق ایران از جمله سرزمین بختیاری دورکنندۀ نحوست و نشانۀ خوشبختی است. جایگاه ویژۀ نقش نعل در اندیشۀ مردم این سرزمین باعث شده است تا بر وریسی که با بار و وسایل باربری پیوند دارد؛ بافته شود (تصویر39).
  2. "بند اَرَه": این نقش با الهام از اره بافته می­شود که با تکرار و ادامۀ بافت آن "بَند اَرَه" نام می‌گیرد (تصاویر23، 28، 33 و 43).
  3. "گُل هَچَه": این نقش از وسیله­ای چوبی به نام "هَچَه" که در بستن بار از آن استفاده می­شود، الهام گرفته شده­است (تصویر 12). هچه برای سرعت بخشیدن به بستن و محکم نگه داشتن بار بر پشت چارپایان به وقت کوچ اهمیت به سزایی در میان عشایر بختیاری کوچ رو داشته (تصویر12 ) و به دلیل انعطاف پذیری زیاد در بافت بر روی دست‌بافته‌هایشان ازجمله وریس به صورت­ S شکسته و Z تغییر شکل یافته همراه با انواع گل (مثلث، لوزی و ...) نقش می­بندد (تصاویر 41، 42 و 48).
  4. "قِچی" و "پَرَه": از پشم چینی، نخ ریسی تا اتمام بافندگی، قیچی و دوک نخ ریسی نقش مهمی ایفا می‌کنند؛ به همین سبب نقش آن‏ها در روند تولید بافت وریس متجلی می‏شود (تصویر 25).

سایر نقوش

  1. "گنات" (تاتایی): معنی این واژه را نیافتم. این نقش در لبۀ وریس با دو رنگ بافته می­شود و به آن "گنات به رُه" (گنات در لبه) می­گویند (تصاویر 23، 26، 37، 47 و 51). به "تاتایی" به معنای گل­های تک تک نیز نامیده‌می‌شود. این نقش به صورت نوار گیسو بافت در انتهای وریس نیز دیده شده است.
  2. "مُداخِل (مداقِل)" یا "کِلاکِه": مُداخِل به معنی داخل شدن و نفوذ کردن است. درهم فرو رفتنِ خطوط (لوزی‌ها) این معنی را می­رساند. مُداقِل و کِلاکِه نیز نامیده می­شود. یکی از زنان بافنده­ اذعان داشت که "مُداخِل" روی وریس نیز بافته می­شود، اما نمونه­ای از آن دیده نشد.

نتیجه گیری

حال با توجه به هدف مقاله به تفاوت‏ها و شباهت‏های کارکردها و نقوش مورد استفاده در وریس می‌پردازیم: از مجموع 28 کارکرد به دست آمدۀ عملی و تزئینی انواع وریس، شامل 19 کاربرد عملی و نه کاربرد تزئینی (در زمان کوچندگی و یکجانشینی)، نتایج زیر به دست آمد:

از 19 کاربرد عملی بافت وریس مورد استفاده در زندگی کوچندگی، تنها سه مورد از جمله: بند قنداق بچه، بستن نوزاد به گهواره به هنگام خواب و وریس مورد استفادۀ تاب بازی کودکان (داردوش گله) درهنگام یک­جانشینی استفاده می‌شوند. موارد فوق به دلیل اهمیت نگهداری از فرزندان، با نقش اصلی شیردنگ که دورکنندۀ بدی‏ها، محافظت کننده و خوش یمن است؛ بافته می­شوند.

از شش کاربرد تزئینی وریس در زمان کوچندگی که جنبۀ معنوی و حفاظت کنندۀ آنها بسیار مهم است، گهواره در یکجانشینی همچنان با وریس تزئین می­شود. تزئین سیاه چادر جای خود را به تزئین خانه‌های مسکونی (داخل اتاق ها) در یکجانشینی داده است و به جای تزئین اسب عروس، ماشین عروس را با شیردنگ تزئین می‌کنند. در تمامی وریس‏هایی که کاربرد تزئینی دارند، چه در زمان کوچندگی و چه در زمان یکجانشینی، شیردنگ نقش عمدۀ بافت آنها را تشکیل می‏دهد. در نتیجۀ بررسی‏های انجام گرفته در گذار از کوچندگی به یک‌جانشینی مشخص گردید بیشترِ وریس­هایی که در کوچندگی کاربرد عملی داشتند و به تبع آن نقوش به کار رفته در آنها، بافته نمی‌شوند؛ اما وریس‌هایی که کاربرد تزئینی داشتند همچنان نقش مهمی در زندگی آنها ایفا می‏کنند تا آن جا که کاربرد تزئینی آن‏ها در زندگی جدید یک‌جانشینی تعاریفی جدید پیدا کرده‌است. در حال حاضر تنها زنان مسن که در هنگام کوچ بافت وریس را فراگرفته و به کار برده‏اند، قادر به بافت آن هستند (در مواردی آنها نیز بافت برخی نقوش را فراموش کرده‌اند). نداشتن لزوم استفاده از وریس در کاربردهای عملی مورد استفاده در کوچندگی، موجب کنار گذاشتن بافت این وریس‏ها و فراموش کردن بافت نقوش به کاررفته در آنها در یکجانشینی و در نتیجه از بین رفتن بخش مهمی از هویت ایلی بختیاری در آینده‌ای نه چندان دور خواهد شد. در حال حاضر از نقوش متنوعی که در بافت وریس‌های مختلف در زمان کوچندگی استفاده می­شد، تعداد انگشت شماری بافته می‌شود که مهمترین آنها نقش «شیردنگ» است. این نقش علاوه بر کاربرد تزئینی، در باورها واعتقادات آنها ریشه دارد. شیردنگِ دورکنندۀ بدی‌ها و خوش یمن از مصرف کنندۀ وریسی که این نقش را بر خود دارد، محافظت می‌کند. نقوش «گُنات به رُه»، «بَند اَرَه» و انواع «گل»‌های ریز نیز در حاشیۀ شیردنگ‌ها استفاده می‌شوند. "دار دوش گله" در زندگی یکجانشینی تنها وریس پهنی است که کاربرد عملی داشته و با نقوش بیشتری بافته می‌شود؛ اما به نظر می‏رسد به دلیل جایگزین شدن طناب‏های پلاستیکی برای تاب بازی کودکان وحتی بازی‏های کامپیوتری، عمر نقوش این وریس کوتاه تر از عمر نقوشی باشد که بر شیردنگ‌ها نقش می‏بندد.

پرسش پژوهش: دلایل تأثیر یکجانشینی بر کاربرد و نقوش منسوج وریس چیست؟ با توجه به تغییر شیوۀ زندگی کوچندگی به یکجانشینی ایل بختیاری طی دهه‏های اخیر، اکثر کارکردها و نقوش وریس تنها در موارد محدودی باقی مانده و یا تغییر ناچیزی کرده است (از جمله تزئین ماشین، تزئین محل عروسی و تزئین خانه) که آن‏ها هم پس از مدت کوتاهی فراموش می‏شوند؛ همانگونه که کاموا جایگزین پشم و موی بز خواهد شد. این مسائل موجب شده است آموزش سینه به سینه به نسل‌های بعدی منتقل نشود. اشتیاق جوانان به جاذبه‌های به ظاهر خوب جامعۀ مدرن کنونی نیز، آنها را از هویت فرهنگی خود دور کرده و فراموشیِ این هنر زیبا و منحصر به فرد را برای آن‌ها به ارمغان آورده است.

گروه تصاویر 1 - تصاویر ابزار کار و مواد اولیه مصرفی در وریس

1. مه

 

2. پود را به صورت ماسوره از بین تارها می‏گذرانند

 

۳. گذراندن پود از بین دو دسته تار

 

4. قرار گرفتن چپت بین دو دسته تار برای تنیدن پود

 

5. بافت یک وریس توسط دو نفر از دو طرف

 

 

7. هورژ قفل و کلید شده با شیر دنگ

 

6. مهده قفل و کلید شده با شیر دنگ

 

 

9. شله کش و نفتور بند

 

 

8. قفل و کلید کردن هورژین با وریس

 

گروه تصاویر 2- تصاویر کاربردهای عملی و تزیینی وریس

10. بستن تهده بر پشت مادربرای حمل کودک در کوچ

      

 

11. بستن کودک به تهده

 

http: //pana. ir/images/old/PicArchive

12. هچه، سرعت دهندۀ بار بندی محکم درکوچ

 

13. بستن دستگاه بافت بهون به ملارباوریس

 

14. بستن بالای ملار (سه پایه)به وسیلۀ وریس

 

15. اتصال زیر چلی به انتهای حلقه آستین چوقا

 

http: //www. iranraiment. com/showthumbnail

16. بستن سروکله و پیش‏تیگی چارپایان (تزیین‏اسب‏عروس)

 

17. تزیین بیرونی بهونبا شیردنگ

 

https: //scontent-iad3-1. cdninstagram. com

18. اوسار، تزیینات اسب و بستن تلمیت(ازجلو)

 

19. وریس بدون نقش و هچه

 

20. تزیین داخل بهون با شیردنگ

 

21. تزیین حونه (خانه) با شیردنگ

 

22. چرخاندن کارت برای ایجاد  نقش

 

گروه تصاویر 3 تصاویر انواع نقوش مورد استفاده در وریس

23. بالنده، بنداره، گنات به رُه

 

24. تک گل، بند اره

 

25. قچی و پَرَه

 

26. چارگلی، گناه به رُه

 

27. جنگلی، بنده اره

 

28. ته تلاش، بند اره، گنات

 

29. بالنده، بند اره

 

30. بالنده، گنات به رُه

 

31. گل پیکه، بند اره، گنات

 

32. بند گل، گنات به رُه

 

 

33. گل پیکه، بند اره

 

 

34. گل گندم

   

35. موشاهی جو

 

36. چارگلی یا بوتی شایی

 

37.شیردنگ تکی، گنات

 

38. شیردنگ جفتی، گنات

 

39. خال نال

 

40. گل پیکه، شیردنگ تکی

 

41. گل هچه، بند اره، گنات

 

42. گل هچه با تزیین چنگلی، بند اره، گنات

 

43. ماری، بند اره

 

 

44. گل گوشاری تک، گنات

 

 

45.گل گوشار دو تک

 

 

46.گل گ.شاردوتک

 

47. گل گوشار دوتک، شردنگ، گنات

 

48. گل هچه

 

49. راه مالرو، نقش ماری

 

50. نقوش مختلف روی یک وریس

 

51. گامسی سی

 

 



1 www. amar. org. ir

[2] بختیاری‌ها به مجموعه‌ی دارایی‌های خود "مال" هم می‌گویند، پس "مال بند" وریسی است که به هنگام کوچ دارایی‌های خود را با آن می‌بندند.

[3] Hangeldin

1 گلِ ریز. بختیاری­ها واژۀ گل را افزون بر نقش واقعی گل، برای سایر نقوش نیز به کار می­برند.

2 خَشخاری: بیخود، بی­دلیل، به گل خودرو گویند.

امیراحمدیان. بهرام (1387). پژوهشی در باره ایل بختیاری. تهران: آگاه.

امینی، شهلا (1384)، نوارهای تزیینی منسوج ایرانی. گلستان هنر، شماره2، صص106-115.

دیگار، ژان‌پی‌یر (1369). فنون کوچ‌نشینان بختیاری. ترجمه اصغر کریمی. مشهد: معاونت فرهنگی آستان قدس رضوی.

قاضیانی. فرح ناز (1376). بختیاریها، بافته‏ها و نقوش. تهران: انتشارات میراث فرهنگی کشور.

کریمی، اصغر (1368). سفر به دیار بختیاری. تهران: فرهنگسرا.

کیانی، ندا (1395). مطالعه مردم‌شناسی وریس‌بافی عشایر بختیاری. دو فصلنامۀ پژوهش‌های ایران‌شناسی، شمارۀ 2، 115-134.

نیک‌اندیش، بهزاد (1395). بندهای آویز دستباف در ایل بختیاری، هنری رو به فراموشی. نخستین همایش بین‌المللی هنر و صناعات در فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی با تأکید بر هنرهای رو به فراموشی، 11 صفحه.

هانگلدین. آرمن. ای. (1375). قالی‏های ایران. ترجمه اصغر کریمی. تهران: فرهنگسرا.