تداخل آوایی در جمله‌های دوزبانه‌های فارسی– تالشی و تالشی– فارسی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجو دکترای ادبیات فارسی دانشگاه گیلان

2 گروه ادبیات دانشگاه گیلان

چکیده

زبان تالشی بسیاری از ویژگی­های دورۀ باستان زبان­های ایرانی را در خود نگه داشته­است و از نظر آوایی با زبان فارسی معیار، تفاوت­هایی دارد به طوری­که در فارسی واکه­های /ә/ و /ü/ وجود ندارند. این تفاوت­های آوایی باعث تداخل آوایی زبان مادری در جمله­های تولیدی دو زبانه­های تالشی- فارسی و یا حذف و تلفظ نادرست چند آوای متفاوت با زبان فارسی، در جمله­های تولیدی در دو زبانه­های فارسی– تالشی می­شود. دو زبانگی حالتی است که در آن گویشور یک زبان بتواند با زبانی دیگر که با زبان اول او متفاوت است صحبت کند. در چنین حالتی فرد دو زبانه ناخودآگاه ویژگی‌هایی را معمولاً از زبان اول به زبان دوم تعمیم می­دهد که تداخل زبانی نامیده می­شود. تداخل دو زبان در یک­دیگر به دلیل ضعفِ گویشور در یکی از زبان­ها پیش می­آید و گویشور سعی می­کند برای برقراری ارتباط به زبان دوم، ویژگی­های زبانیِ زبان اول و یا زبان چیرۀ خود را در زبان دوم به کار ببرد. بنابراین در این پژوهش، با توجه به داده­های میدانی که با پرسش­نامه از  این گونه دو زبانه­ها گردآوری شده تداخل آوایی زبان اولِ دوزبانه­ها در زبان دوم آن­ها بررسی گردید. نتیجه این­که بیشتر تداخل­ها از زبان اول به زبان دوم و به علت تفاوت آوایی صورت گرفته است. البته گاهی تشابه واکه­ها و همچنین عادت­های زبانی موجب تداخل زبانی شده­اند.
 

کلیدواژه‌ها



1- مقدمه

بررسی برخوردهای زبانی در جوامعی که دوزبانه و یا چند زبانه محسوب می­شوند و در زمینه‏های آموزشی و علمی یکی از  زبان­ها را  برای تمامی گروه­های زبانی به کار می­برند، امری ضروری است. با توجه به این که در ایران گروه­های متفاوت زبانی با زبان  رسمی و ملی فارسی آموزش می­بینند؛ این­گونه بررسی­ها و مشخص کردن تداخل­ها و شیوه­های برخورد زبان­ها با یکدیگر، بسیاری از مشکلات زبان­آموزان دو زبانه را در آموزش برای مراکز تصمیم­گیری آشکار می­کند و باعث حرکت در جهت رسیدن به راه­حل­های علمی برای رفع این مشکلات می­شود. پژوهش حاضر به بررسی عوامل و دلایل مؤثر بر نوع تلفظ پاره­ای از کلمه­ها و جمله­ها در زبان دوم دوزبانه­ها در حوزۀ پژوهش یعنی جامعۀ تالشی زبان­های عنبران می­پردازد؛ بنابراین این پژوهش در چارچوب زبان­شناسی اجتماعی قرار می­گیرد از طرف دیگر با توجه به این­که در فرایند پژوهش داده­های پژوهش از مردم خاصی اخذ شده­ و شیوۀ تلفظ مردم و دلایل تداخل زبانی آن­ها در زبان دوم مورد بررسی قرار گرفته­است؛ باید اذعان نمود که این پژوهش به حوزۀ مردم­شناسی زبانی و فرهنگی هم تداخل دارد. با توجه به این­که آموزش در کشور ایران برای همۀ اقوام با زبان­های متفاوت به زبان رسمی و ملی فارسی انجام می­شود و زبان­آموزان دوزبانه بسیاری از ویژگی­های زبان مادری خود را به زبان دوم تعمیم می­دهند برای رسیدن به هدف مطلوب و فرصت­های برابر آموزشی لازم و ضروری است انواع برخوردهای زبانی، نتایج حاصل و تاثیر و تاثر متقابل زبان­ها و گویش­های مختلف در ایران مورد توجه قرار بگیرد تا برآیند این مطالعات در جهت بهینه سازی علمی و آموزشی و برنامه ریزی درست آموزش کشور مورد استفاده گیرد. نتایج حاصل از بررسی برخورد و تداخل زبانی بین زبان تالشی و فارسی، برای تهیه و تدوین منابع آموزشی و نیز بازآموزی و دانش­افزایی آموزگاران مناطق دوزبانۀ تالشی و دیگر مناطق دوزبانه و بهبود کیفیت آموزش زبان فارسی در این مناطق بسیار مفید و ضروری است. در ضمن این نتایج به برنامه­ریزان آموزش کشور برای پیدا کردن راه حل­های مناسب آموزشی و تدوین منابع مناسب کمک می­کند و بسیاری از مشکلات برنامه­های تهیه و تدوین منابع و نیز مشکلات آموزشی را هموار می­کند. پزوهشگران که خود از گویشوران دوزبانۀ تالشی- فارسی و متصدی آموزش زبان فارسی در دانشگاه و مدارس مناطق دوزبانه می­باشند؛ این موضوع را در جهت رسیدن به اهداف و رسالت آموزشی کشور انتخاب کرده­اند.

در این پژوهش با توجه به مبانی نظری و با استفاده از داده­های اخذ شده از دو زبانه­های تالشی- فارسی و فارسی- تالشی به  پرسش­های زیر پاسخ داده می­شود:

1- درسطح آوایی فقط زبان مادری یا زبان اول در زبان دوم تداخل ایجاد می­کند یا زبان دوم هم در  زبان اول تداخل ایجاد می­کند؟

2-  تداخل بیشتر به سبب تفاوت­های آوایی دو زبان بوده و یا در تشابهات هم تداخل رخ داده است ؟

3- جنسیت در امر تداخل تاثیر دارد یا نه؟

2- پیشینه و مبانی نظری پژوهش

م. رضایتی، تالشی را از گویش­های ایرانی شمال غربی می­داند که درحاشیه جنوب غربی دریای خزر  در ایران و جمهوری آذربایجان رواج دارد و لهجه­ها و گونه­های متعددی دارد. (1386: 18)

پ. ناتل خانلری، تالشی را یک زبان ایرانی می­داند که درجلگۀ لنکران و سرزمین آذربایجان و در قسمت جنوب غربی دریای خزر و مرز ایران و شوروی به این زبان صحبت می­کنند خانلری تالشی را زبانی می­داند که در سدۀهشتم هجری در سرزمین آذربایجان رایج بوده­است و سپس  ترکی جای آن را گرفته­است. (1365: 298)

ر.کمالی (1392) در پایان نامۀ خود به نام «بررسی تحولات واجی گویش تالشی شمالی گونۀ عنبرانی»، به توصیف واج­شناختی تالشی شمالی و بررسی دگرگونی­های واجی آن از ایرانی باستان و مقایسۀ آن با فارسی نو پرداخته است. آواهای زبان تالشی در اندک مواردی با زبان فارسی  تفاوت دارند. در زبان تالشی هم مانند همۀ زبان­های دیگر آواهایی که تمایز معنایی ایجاد می­کنند به دو دستۀ واکه و همخوان تقسیم می­شوند، برای بررسی بیشتر و تحلیل داده­ها  در جدول شمارۀ1 واج­های زبان تالشیِ عنبران مشخص می­شوند:

 

جدول شمارۀ1: آواهای زبان تالشی عنبران

همخوان

توصیف همخوان

واکه

توصیف واکه

b

دولبی، انفجاری، واکدار

a

پسین باز، گرد

p

دولبی، انفجاری، بی­واک

æ

پیشین باز گسترده

v

لبی دندانی، سایشی واک­دار

e

پیشین نیمه باز نیمه گسترده

f

لبی دندانی، سایشی بی­واک­

ә

میانی مرکزی غیر گرد

d

دندانی، انفجاری واک­دار

i

پیشین بسته، گسترده

t

دندانی، انفجاری بی­واک­

u

پسین، بسته، گرد

z

لثوی، سایشی واک­دار

ü

پشین گرد افراشته

s

لثوی، سایشی بی­واک­

o

پسین نیم باز، نیم گرد، کوتاه

ž

لثوی کامی، سایشی واک­دار

 

š

لثوی کامی، سایشی بی­واک

j

لثوی کامی، سایشی واک­دار

لثوی کامی، سایشی بی­واک

g

نرمکامی، انفجاری واک­دار

k

نرمکامی، انفجاری بی­واک

q

ملازی، انفجاری واک­دار

x

ملازی، سایشی بی­واک

m

دولبی، خیشومی واک­دار

n

لثوی، خیشومی واک­دار

l

لثوی، کناری واک­دار

r

لثوی، لرزشی واک­دار

y

کامی، غلتان واک­دار

h

چاکنایی، سایشی بی­واک

جدول شمارۀ1 نشان می­دهد که تعداد هشت واکه و بیست و دو همخوان در زبان تالشی گونۀ عنبرانی وجود دارد بنابراین در زبان تالشی گونۀ عنبرانی افزون بر شش واکۀ مشترک با زبان فارسی، دو واکۀ/ә/ و /ü/وجود دارد. به نظر می­رسد که اختلاف تلفظی و انواع تداخل آوایی دو زبانِ فارسی و تالشی در یکدیگر بیشتر در ارتباط با این دو واکه باشد که در ادامه بررسی و تحلیل می­شود.

زبان تالشی از دیدگاه­های مختلف زبان­شناختی بررسی و توصیف شده­است اما در مورد تداخل آوایی زبان فارسی و تالشی در یکدیگر و مسئلۀ برخورد زبانی میان تالشی و فارسی، از جمله دوزبانگی و تداخل زبانی در میان تالشی‌زبان­ها به‌طور شایسته و جامع مورد بررسی قرار نگرفته‌است. اما چند مورد پژوهش که اندکی به موضوع پژوهش نزدیک می­باشند در ادامه معرفی می­شوند.  

م. یوسفی نصیرمحله (1384) در «مسائل جامعه‌شناختی گویش تالشی» جامعة قومی تالش را از دریچۀ زبان بررسی کرده و در فصلی از تحقیق خود اجمالاً به دلایل دوزبانگی تالش‌ها و همزیستی و یا جایگزینی زبان تالشی با زبان­های ترکی، گیلکی و فارسی پرداخته ‌است و براساس داده‌های آماری حوزه­ها و میزان رواج زبان تالشی و دلایل عقب‌نشینی آن را در مواجهه با زبان­های دیگر بررسی کرده‌است.

م.رضایتی کیشه خاله و همکاران (1387) در مقالۀ نمودهای اجتماعی و مردم شناختی در گویش تالشی به چگونگی دوزبانه شدن و انواع تنوع صوتی واژگانی و دستوری و ارتباط زبان با محیط و زبان و کنش­های متقابل اجتماعی پرداخته­اند

ف. میرزاپور (1390) در «بررسی پدیدۀ دوزبانگی در جغرافیای قومی تالش» با نظرسنجی از شماری دانش‌آموز دختر و پسر در مقطع دبیرستان کوشیده‌است برپایة آمار و ارقام، حوزه‌های کاربرد زبان تالشی و نگرش‌های زبانی آنها را در قلمرو تالش شمالی، مرکزی و جنوبی تحقیق کند. در پژوهش اخیر سخنی از تأثیر دوزبانگی تالش‌ها در زبان اول و دوم، و تداخل و قرض‌گیری در حوزه‌های مختلف مشاهده نمی‌شود.

ک.خانبابازاده (1393)در مقالۀ «تاثیر ویژگی ارگتیو زبان تالشی بر فراگیری زبان فارسی» به بررسی تاثیر این ویژگی مهم زبان تالشی بر فراگیری زبان فارسی در دانش­آموزان تالشی زبان پرداخته­است. همو (1395) در «خطاهای نحوی  تالشی‌زبان­ها در فارسی معیار» به نقش زبان مادری در کنار سایر عوامل درون‌زبانی و خطاهای آموزشی در یادگیری زبان فارسی نوشتاری پرداخته‌‌است.  

این چهار پژوهشی که در مورد زبان تالشی و جامعه­شناسی و دوزبانگی تالشی نوشته شده­اند هیچ­کدام مربوط به تداخل آوایی  دو زبان تالشی و فارسی در یکدیگر نیست؛ ثانیاً محور اصلی پژوهش مبتنی بر پایة داده‌های زبان‌شناختی است ثالثاً نتایج این تحقیق، یعنی تأثیر دوزبانگی و تداخل در زبان‌های تالشی و فارسی، دستاورد جدیدی است که تاکنون مورد مطالعه قرار نگرفته‌است. بنابراین این پژوهش در جامعۀ آماری، روش پژوهش، مبانی نظری و شیوۀ گردآوری اطلاعات و داده­ها و همچنین ابعاد  و گستردگی و موضوع تحقیق با آن پژوهش­ها متفاوت است و از این نظر پژوهشی بکر و کاملاً جدید است که نتایج آن در مورد شیوه­های تعلیم و تربیت و تهیه منابع درسی و بازپروری آموزگاران مناطق دوزبانه به ویژه در مناطق تالشی زبان و تات زبان، بسیار کارساز و نتیجه­بخش است.

پژوهش حاضر در حوزۀ زبانشناسی اجتماعی و با توجه به مبانی نظری برخورد زبان­ها و نتایج حاصل از آن یعنی دوزبانگی و تداخل زبانی بررسی می­شود. بنابراین مبنای نظری پژوهش، تاثیر و تأثر متقابل زبان­ها و تداخل زبانی در جوامع دوزبانه می­باشد. بیشتر پژوهشگران تداخل زبانی را ورود ناخواسته عناصر یک زبان در زبانی دیگر می­دانند که حالتی فردی دارد و  با قرض­گیری زبانی متفاوت است.

 یو.واینرایش (1953) تداخل را دگرگونی ساختار زبان به دلیل ورود عناصر و ساختارهای زبان بیگانه می­داند.

ل. ژ. کالوه با نقل دیدگاه واینرایش تداخل را به سه دسته تداخل واجی، تداخل نحوی و تداخل واژگانی تقسیم کرده است و می­گوید زمانی که دو زبان تجربه­های خود را  مانند هم بیان نمی­کنند تداخل زبانی رخ می­دهد و از نظر منطقی شاید به  قرض­گیری ختم شود  و تفاوت آن دو را در فردی بودن تداخل و جمعی بودن قرض­گیری می­داند. (1379: 48-45)

ف. گروسجین، تأثیر ناخواستۀ زبانی، بر زبان دیگر را تداخل می­نامد که به دلیل ضعف فرد دو زبانه در واژگان زبان بروز می­کند (1982: 299).

با توجه به دیدگاه صاحب­نظران تداخل زبانی به خاطر ضعف گویشور و یا زبان­آموز در ساختار زبانیِ زبان دوم و یا خارجی، رخ می­دهد و در ساختارهای آوایی، واژگانی و نحوی، نمایان می­شود. در این پژوهش منظور از دوزبانگی، آن است که شخص دوزبانه بتواند هدف و خواستۀ خود را به دو زبان ادا کند و منظور از تداخل زبانی آن است که پاره­ای از ویژگی­های زبان اول به صورت ناخواسته به زبان دوم، سرایت کند.

3- جامعۀ مورد مطالعه و تعاریف

در این بخش بعد از معرفی جامعۀ مورد مطالعه، واژه­های کلیدی پژوهش تعریف می­شوند تا در بررسی و مراحل پژوهش شناخت مناسبی از پژوهش و جامعۀ مورد مطالعه وجود داشته باشد.

جامعۀ آماری این پژوهش گروهی از افراد دوزبانۀ تالشی- فارسی و فارسی- تالشی ساکن روستای عنبران بالا و نیز مهاجران دو زبانۀ این روستا در بخش شهر قدس و آزاد شهر واقع در غرب تهران می­باشند.

روستای عنبران بالا از روستاهای تالشی زبان استان اردبیل واقع در نوار مرزی جمهوری آذربایجان می­باشد که حدود هفت صد نفر جمعیت ساکن دارد. این روستا دارای آب و هوای خشک و معتدل می­باشد که البته در زمستان بسیار سرد و پر برف است. کار اصلی مردم روستا کشاورزی و دامداری می­باشد و تعداد اندکی از مردم هم به کارهای خدماتی و اداری مشغول می­باشند. زنان روستا در کنار کشاورزی و دامداری به بافتن گلیم و جانماز اشتغال دارند. صنایع دستی روستای عنبران از شهرت جهانی برخوردار است و اغلب به کشورهای خارجی صادر می­شود. در سال­های اخیر به علت افزایش جمعیت روستا و نیز گسترش بی­کاری تعداد زیادی از مردم این روستا، به شهرستان­های دیگر بخصوص کرج و تهران مهاجرت کرده­اند و در شرکت­های صنعتی و خدماتی مشغول شده­اند این افراد در خانوادۀ خود به زبان تالشی و در ارتباط با دیگر افراد به زبان فارسی صحبت می­کنند. در نمونه­های پژوهش دوزبانه­های فارسی– تالشی بچه­های این افراد می­باشند که نخست فارسی را یاد گرفته­اند و بعد تالشی را در خانواده فراگرفته­اند به این دلیل دوزبانۀ فارسی– تالشی فقط در گروه سنی هشت تا بیست سالگی  وجود دارد.


دوزبانگی  

فرانکو فابرو، دو زبانه را فردی می­داند که بر دو زبان و یا دو گویش و یا یک زبان و یک گویش چیره باشد و آن را بفهمد و صحبت کند  و دو کدگذاری زبانی را از هم تشخیص دهد. (1392: 173)

ف. فابرو با توجه به دیدگاه زبان­شناسان، تقسیم دوزبانگی به انواع فشرده، همپایه و متوالی را مفید می­داند. از دیدگاه او اصطلاح فشرده به یادگیری دو زبان از والدین قبل از شش سالگی اشاره دارد. همچنین از نظر او دوزبانۀ همپایه زبان دوم را قبل از بلوغ داخل و یا خارج از خانواده یاد می­گیرد  و در دوزبانگی متوالی که در آن فرد اول به زبان مادری فکر می­کند و سپس آن را به زبان دوم ترجمه می­کند. البته ازنظر او دوزبانگی قابل تقسیم­بندی­ با عنوان­های زودهنگام، دیرهنگام، همتراز و دوزبانۀ غالب هم می­باشد. هر یک ازاین اصطلاحات با توجه به شاخص­هایی از قبیل میزان تسلط بر زبان، زمان یادگیری، چگونگی یادگیری، محیط یادگیری و غیره تعریف می­شوند. (1392: 179)

ی. مدرسی، دوزبانگی را پدیده­ایی می­داند که در آن افراد دوزبانه به دو زبان متفاوت صحبت می­کنند. در این پدیده عناصری از زبان مبدأ و مقصد هنگام صحبت کردن به یکی از زبان­ها، به زبان دیگر تعمیم داده می­شود(1391: 49). وی در یک تقسیم­بندی عمومی دو زبانگی را  به دو نوع فردی و اجتماعی و نوع فردی آن را به دوزبانه­های همتراز، چیره، همپایه، ناهمپایه، دوزبانه­های طبیعی و دوزبانه­های آموزشی و نوع اجتماعی را  هم به جوامعی که دو و یا چند زبان رایج و جوامعی که دو یا چند زبان رسمی دارند؛ تقسیم می­کند. (همان: 74-75)

دوزبانگی تالشی- فارسی: در این پژوهش دوزبانگی تالشی- فارسی به فرایندی گفته می‏شود که طی آن افراد دوزبانه نخست زبان تالشی را به عنوان زبان مادری و زبان اول فرا گرفته­اند و سپس زبان فارسی را در مدارس و نیز در برخورد با دیگر جامعه­های زبان فراگرفته‏اند. بنابراین دو زبانه­های تالشی – فارسی افرادی هستند که زبان تالشی را از بدو تولد در خانواده فرا گرفته­اند و سپس زبان فارسی را در مدرسه و یا در برخورد با دیگر جامعه­های زبانی ویا رسانه­ها آموخته­اند.

دوزبانگی  فارسی- تالشی:  به فرایندی گفته می­شود که طی آن افراد دوزبانه، زبان فارسی را در خانواده و نیز در برخورد با افراد هم سن و سال و در مدارس فراگرفته و زبان تالشی را هم هنگام صحبت کردن پدر و مادر با یکدیگر به صورت غیر مستقیم آموخته­اند. این افراد هر دو زبان را به خوبی صحبت می­کنند ولی در زبان اول خود تسلط بیشتری دارند.

تداخل زبانی: تداخل زبانی در این پژوهش عبارت است از کاربرد ویژگی­هایزبانییکی از زبان­ها در زبانی دیگر که دوزبانه­ها به آن تسلط دارند. طبیعی‌ترین حالتی که معمولاً در برخورد دو زبان به وجود می‌آید، تداخل و قرض‌گیری زبانی است. تداخل زبانی هم مانند قرض­گیری فرایند انتقال عناصری از یک زبان به زبان دیگر است ولی در اصل تداخل زبانی  با قرض­گیری تفاوت دارد و تداخل فرایندی است غیر ضروری که در ساختار زبان دوم وارد می­شود و  دلیل آن پوشش خلأ ارتباطی نیست. (ی.مدرسی، 1391: 49)

مدرسی، تداخل را کاربرد ناآگاهانۀ یک زبان در زبان دیگر می­داند که در فارسی تزاحم و توارد هم نامیده می­شود(همان: 64). وی می­گوید: «در اغلب موارد، تداخل زبانی، استفادۀ ناآگاهانۀ الگوها یا عناصر زبان بومی در زبان دوم است، با این حال به طور کلی می­توان تداخل را پدیده­ای دانست که در افراد دو زبانه برحسب میزان تسلط آن­ها بر هر یک از دو زبان بروز می­کند هر چند که معمولاً کاربرد عناصر یا الگوهای زبان بومی در زبان  دوم را تداخل دانسته­اند اما  در مواردی که تسلط یک فرد به زبان دوم (به دلایل گوناگون) بیش از تسلط او بر زبان اول باشد. می­توان کاربرد الگوها یا عناصر زبان دوم به هنگام استفاده اززبان اول را نیزنوعی تداخل به حساب آورد. تداخل که به طور معمول به سبب شباهت­های موجود میان عناصری از دو زبان به وجود می­آید، بیشتر در ساختمان زبان (در سطوح مختلف واجی، صرفی و نحوی) مطرح می­گردد اما در مقیاسی محدودتر، در سطح واژگان زبان نیز مشاهده می­شود. » (همان: 64)

4- روش پژوهش

این پژوهش از روی داده­های زبانی افراد دو زبانه و  با توجه به مبانی زبان­شناختی  تأثیر و تأثر متقابل زبان­ها در برخورد با یکدیگر در محیط­های دو زبانه انجام شده­است. در این پژوهش، برخورد دو زبان فارسی و تالشی در سطح آوایی زبان با توجه به داده­هایی که به صورت کمی با پرسش­نامه از دو زبانه­های تالشی- فارسی و فارسی- تالشی، گردآوری شده، مورد ارزیابی قرار می­گیرد. جامعۀ آماری تحقیق از میان جامعۀ دوزبانه­های تالشی – فارسی عنبرانی به صورت تصادفی انتخاب گردید که بعد از خودداری تعدادی از افراد از ترجمه و بی­انگیزگی آن‏ها در انجام کار، این افراد از گردونۀ پژوهش حذف شدند و در نهایت تعداد 90 نفر باقی ماندند از این تعداد 40نفر در گروه سنی زیر بیست سال قرار داشتند که بر اساس زبان نخست خود به دو گروه دو زبانۀ فارسی – تالشی و تالشی – فارسی تقسیم شدند. گروه دوم هم تعداد30 نفر دوزبانۀ تالشی- فارسی و  گروه آخر هم تعداد 20 نفر دوزبانۀ تالشی – فارسی از تعداد 90 نفر در روند مصاحبه شرکت داشتند. در این پژوهش تعداد صد جمله به زبان فارسی معیار نوشتاری که در بخش گویش شناسی فرهنگستان مورد استفاده قرار می­گیرد بعد از تغییراتی جزئی و همچنین ترجمۀ همان جمله­ها به زبان تالشی، آماده شد و به جامعۀ آماری دو زبانۀ فارسی- تالشی و تالشی- فارسی  باقی مانده در فرایند تحقیق داده شد تا آن را به هر یک از دو زبان، ترجمه کنند و بعد پاسخ­های دوزبانه­ها، با استفاده از الفبای « IPA»آوانگاری شد  و سپس تداخل­های رخ داده در هر گروه انتخاب و از آن­ها استفاده شد. در فرایند گردآوری داده­ها مشکلاتی از قبیل عدم همکاری مردم به ویژه جنس مؤنث و نیز ترس مصاحبه شوندگان از ضبط صدا و نگاه توام با شک آن­ها به موضوع به وجود آمد با این همه با توجه به بومی بودن پژوهشگران، اعتماد مصاحبه شوندگان  جلب شد و روند گردآوری داده­ها بدون مشکل انجام گردید. لازم به ذکر است دو زبانه­های گروه سنی هشت تا بیست سال در دو گروه تالشی– فارسی و فارسی – تالشی هر کدام به تعداد بیست نفر به طور مساوی از دو جنس تقسیم­بندی شدند. گروه سنی بیست و یک تا پنجاه سالگی تعداد سی نفر دو زبانۀ تالشی– فارسی از دو جنس و گروه سنی پنجاه و یک سال به بالا تعداد بیست نفر دو زبانۀ تالشی– فارسی از دو جنس در یک دستۀ تالشی– فارسی تقسیم­بندی شدند. با توجه به ترکیب جمعیتی  و تاثیر عوامل دیگر در دو گروه سنی بیست ویک تا پنجا سالگی و گروه سنی پنجاه و یک سالگی به بالا، دو زبانۀ فارسی- تالشی وجود ندارد.


5- یافته­های پژوهش

در این قسمت داده­های زبانی که از تداخل زبانی متأثر هستند در دو قسمت داده­های اخذ شده از دو زبانه­های فارسی– تالشی و داده­های اخذ شده از دو زبانه­های تالشی– فارسی بررسی و تحلیل می­شود.

5-1 دو زبانه­های فارسی- تالشی، گروه سنی (8-20)ساله

تعداد بیست نفر دختر و پسر دوزبانۀ فارسی­- تالشی در این گروه در ترجمه داده­های خام از دو زبان به زبان­های دیگر شرکت داشتند که نمونه­هایی از داده­های اخذ شده از این گروه، در جمله­های زیر بررسی می­شود تا مشخص شود که این گروه تا چه اندازه از نظر آوایی تحت تأثیر زبان اول خود یعنی فارسی قرار گرفته­اند و چه تداخل­هایی از زبان فارسی به زبان تالشی صورت گرفته است. بدیهی است که در این بخش از تداخل­های صرفی و نحوی چشم­پوشی شده­است. میزان سواد دو زبانه­های این گروه  از خواندن و نوشتن تا سطح دیپلم می­باشد. در جدول شمارۀ2 نمونه­ها داده­های  اخذ شده از دوزبانه­های فارسی- تالشی گروه سنی 8-20ساله­ها بررسی می­گردند.

جدول شمارۀ 2: نمونه­ها

әm čiče

اصلی

?em čiče

تداخلی

این چیست؟

برگردان

әm   merd kij

اصلی

?em  merd kij

تداخلی

این مرد کیست؟

برگردان

pæsün tævilændæn

اصلی

pæsun  tævlændæn

تداخلی

گوسفندها در طویله اند

برگردان

qü (r)æ pædo binæ ni

اصلی

qure pædo binæ ni

تداخلی

غوره پیدا نمی­شود.

برگردان

šәmæ tovәstünændæn  mivæ  vәyi sænæ ya zәmastün ændæ

اصلی

šomæ tovestunændæ   mive veyi sænæ ya dar zemestan

تداخلی

شما در تابستان میوه زیاد می­خرید یا در زمستان

برگردان

در جدول شمارۀ2 نمونه­ها مثال­هایی از داده­های تعداد بیست نفر دوزبانۀ فارسی- تالشی بررسی شد با توجه به مثال­ها تمامی تداخل­های آوایی در این گروه از زبان اول به زبان دوم صورت گرفته­است. تمامی دوزبانه­های فارسی- تالشی بدون استثنا تداخل­های آوایی را در محل کاربرد دو واج/ü/ و /ә/، بروز داده­اند و این دو زبانه­ها نتوانسته­اند این دو واج را که در زبان اول آن­ها وجود ندارد به کار ببرند بلکه به جای این دو واج از دو واج /u/ و/e/ که با دو واج مذکور تشابه نسبی دارند استفاده کرده­اند. به عبارت دیگر در جایگاه کاربرد آن­ها از این دو واج بهره برده­اند. البته در مواردی محدود هم به جای آن­ها از واکۀ /o/ استفاده کرده­اند این نوع کاربرد باعث شده که در جمله­های تالشی از /em/ به جای/mә/، /eraqč/به جای/raqәč/و /sepi/ به جای/sәpi/، /veyi/ به جای /vәyi/، /ču/   به جای /čü/و ...استفاده کنند. در ضمن در پایان واژه­های تالشی که به /æ/ ختم می­شوند از /e/ فارسی استفاده کرده­اند که تداخل­هایی مانندِ /mive/ به جای /mivæ/، /qore/ به جای /qoræ/ یا  /qüæ/، و دیگر موارد مشابه رخ داده­است. در یک مورد هم /omæš/ به جای /әmæš/ رخ داده­است. بنا براین و با توجه به بررسی داده­ها تمامی تداخل­ها از زبان اول به زبان دوم سرایت کرده­است. در ضمن تمامی تداخل­ها به دلیل تفاوت آوایی دو زبان فارسی و تالشی بوده است. به ویژه واکه­های /ü/ و /ә/ که در زبان فارسی وجود ندارند. به عبارت دیگر دو زبانه­های فارسی و تالشی برای برقراری ارتباط به زبان دوم خود به دلیل ناآگاهی و ناتوانی در تلفظ این دو واکه در زبان مقصد، از نزدیک­ترین مشابه آن در زبان اول خود استفاده کرده­اند و ویژگی زبان اول خود را به زبان دوم تعمیم داده­اند تا ارتباط برقرار شود.

5-2 دو زبانه­های تالشی- فارسی، گروه سنی (8-20) ساله

در این قسمت داده­های اخذ شده از  دو زبانه­هایی که زبان  ­اول آن­ها تالشی است بررسی می‏شود در این گروه هم تداخلی آوایی از زبان دوم به زبان اول مشاهده نگردید و همۀ تداخل­ها از زبان اول به سمت زبان دوم صورت گرفته­است لازم به ذکر است که در بخش­های صرفی و گاهی هم نحوی تداخل از زبان دوم به زبان اول صورت گرفته که در این پژوهش نادیده گرفته شد. دوزبانه­های این گروه هم مانند گروه قبلی از سطح سواد خواندن و نوشتن تا سطح دیپلم می­باشد. در جدول شمارۀ 3نمونه­ها داده­های اخذ شده از دوزبانه­های تالشی- فارسی گروه سنی 8 تا 20ساله بررسی می­گردد.

جدول  شمارۀ3: نمونه­ها

čeraq kenare divar ?æst

اصلی

čәraq kænare divar æst

تداخلی

چراغ کنار دیوار است

برگردان

?in sænduqe čubi male ?anhast

اصلی

in sænduxe čubi male anhast

تداخلی

این صندوق چوبی مال آن­هاست

برگردان

?æz gærma bi huš šodæm

اصلی

æz gærma bi hüš šodæm

تداخلی

از گرما  بی‏هوش شدم.

برگردان

taze xabide budæm mæra seda kærdi

اصلی

tazæ xabide budæm mæra sæda kærdi

تداخلی

تازه خوابیده بودم مرا صدا کردی

برگردان

jom?e ruze haftome hafte ?æst

اصلی

jümæ ruze haftome haftæ æst

تداخلی

جمعه روز هفتم هفته است

برگردان

?in golabi čeqædr xušmæze?æst

اصلی

in ambü čeqæd xæšmæz æst

تداخلی

این گلابی چه قدر خوشمزه است

برگردان

 

در جدول شمارۀ 3 نمونه­ها مثال­هایی از داده­های تعداد بیست نفر دختر و پسر که زبان اول آن­ها تالشی است اخذ شده و نمونه­های تداخل آوایی در گفتار آن­ها به شکل زیر رخ داده­است. در این گروه هم جهت تداخل آوایی از زبان اول به سوی زبان دوم است یعنی این دو زبانه­ها هم ویژگی­های زبان مادری خود را به زبان دوم یعنی فارسی تسری داده­اند. برای مثال کاربردِ واج /ә/ به جای/e/ و/æ/در واژه­های /čәraq/، /čәra/ و  /bәradær/ و دیگر واژه­های مشابه و  کاربرد واج /ü/ به جای /u/ یا /o/ در واژه­های /hüš/، /jümæ/، /čejüri/و دیگر واژه­های همانند که نشانۀ تداخل آوایی زبان تالشی در تلفظ کلمه­های فارسی، می­باشد. همچنین این گروه واژه‏های فارسی را که به «های» غیرملفوظ با صدای/e/  ختم شده­اند به /æ/  ختم می­کنند مانندِ /jümæ/، /qoræ/   /tævilæ/، /xanæ/ و دیگر واژه­های مشابه فارسی که در تالشی به /æ/ ختم شده­اند. در برخی کلمات فارسی واکه­ها را با توجه به تلفظ تالشی می­آورند هر چند چنین واکه­هایی در هردو زبان یکسان می­باشند برای مثال /kæm/ را به صورت  /kam/ و /seda/ را به صورت /sæda/و /kuček/ را به صورت  /kučik/تلفظ می­کنند. همچنین در مواردی در بعضی واژه­های فارسی، ابدال رخ می­دهد برای مثال واج  /q/در واژۀ /sænduq/و /dæmaqæš/در تالشی به  /x/بدل می­شودو واژه به صورت /sændux/ و یا /sәndox/و / dæmaxæš /در­می­آید. در بعضی واژه­ها قلب صورت می­گیردبرای مثال واژۀ   /sobh/به صورت /sәhb/ و یا /sohb/ تلفظ می­شود به عبارت دیگر گویشوران شکل تلفظ زبان مادری خود را به کلمه­های زبان دوم تعمیم داده­اند. گاهی گویشوران در میان دو واکۀ زبان دوم از واج میانجی زبان اول استفاده می­کنند مانندواج/y/ در /in xaneye/ همچنین گویشوران تالشی زبان به سبک زبان تالشی تمایل دارند واج  /r/را از کلمه به ویژه از پایان واژه­ها حذف کنند. مانند حذف این واج در کلمۀ /in qad/ و /če qæd/. بنابراین در این گروه هم بیشتر تداخل­ها از زبان مادری به زبان دوم صورت می­گیرد. البته در این گروه کلمۀ /jævan/ فارسی در زبان تالشی هم بیشتر به شکل فارسی تلفظ می­شود و دیگر از تداخلِ زبانی به سوی قرض­گیری حرکت می­کند و دارد همگانی می­شود.

در نمودار  ستونی- مقایسه­­ای شمارۀ1 دو گروه دو زبانه که زبان اول هر یک از آن­ها متفاوت از دیگری است در تعداد افرادی که تداخل در جمله­هایشان وجود دارد بررسی می­شوند.

نمودار ستونی، مقایسه­ای شمارۀ1

در نمودار مقایسه­ای شمارۀ1دو گروه دوزبانه­های فارسی-تالشی و تالشی- فارسی، با هم مقایسه شده­اند. در نمودار مشخص است که تمامی دوزبانه­های فارسی- تالشی اعم از مذکر و مونث تداخل زبانی داشته­اند. با توجه به این­که در زبان اول این گروه یعنی فارسی دو واکۀ /ә/ و /ü/ وجود ندارد  این گروه در تولید واژه­های زبان تالشی که این دو واکه را در خود دارند دچار مشکل شده و نمی­توانند این دو واکه را تلفظ کنند در نتیجه به جای آن واکه­ها، از مشابه فارسی آن استفاده می­کنند و شاید به همین دلیل 100درصد افراد این گروه دچار تداخل آوایی شده­اند. از طرف دیگر دو زبانه­های تالشی- فارسی هم این دو واکه را در جمله­ها و کلمه­های تولیدی خود به فارسی وارد کرده­اند. البته این گروه نسبت به گروه قبلی 25درصدکمتر تداخل داشته­اند به عبارت دیگر دو زبانه­هایی که زبان اول آن­ها زبان فارسی است  نتوانسته­اند این دو واکه را در زبان دوم تولید کنند بنابراین ویژگی­های زبان اول را در جایگاه این دو واکه به کار برده­اند ولی دوزبانه­هایی که زبان اول آن­ها تالشی است 25درصد کمتر از گروه قبلی تداخل داشته­اند. از نظر جنسیتی هم تفاوت چندان محسوس نیست فقط 5 درصد پسران بیشتر تداخل داشته­اند.

 

6-3 دو زبانه­های تالشی - فارسی گروه سنی (21-50)

در این بخش داده­های اخذ شده از دوزبانه­هایی که زبان نخست آن­ها زبان تالشی می­باشد مورد بررسی قرار می­گیرد تمامی دو زبانه­های این گروه نیز باسواد هستند و از سطح سواد خواندن نوشتن تا دیپلم برخوردارند. در جدول شمارۀ4نمونه­ها، داده­های اخذ شده از دوزبانه­های تالشی- فارسی گروه سنی 21تا 50سالگی بررسی گردیده­اند.

جدول شمارۀ4: نمونه­ها

?in golabi čeqædr xušmæze ?æst

اصلی

in golabi čeqæd xušmæzæ  æst

تداخلی

این گلابی چقدر خوشمزه است.

برگردان

sibha ra ?æz deraxt  čidænd

اصلی

sibha ra  æz dәraxt čidænd

تداخلی

سیب­ها را از درخت چیدند.

برگردان

tabestan gærmtarin fæsle sal ?æst

اصلی

tabestün gærmtarin fæsle sal æst

تداخلی

تابستان گرم­ترین فصل سال است

برگردان

?emšæb fæqæt aš bexor

اصلی

әmšæb fæqæt aš bәxor

تداخلی

امشب فقط آش بخور.

برگردان

ki mæra seda kærd

اصلی

ki mæra sæda kærd

تداخلی

کی مرا صدا کرد

برگردان

?in sænduqe  čubi male ?anhast

اصلی

in sәnduxe  übi male anhast

تداخلی

این صندوق چوبی مال آن­هاست 

برگردان

færda sobh mirævæm

اصلی

færda sohb mirævæm

تداخلی

فردا صبح می­روم

برگردان

در جدول شمارۀ 4 نمونه­ها جمله­هایی که از دوزبانه­های تالشی فارسی در گروه سنی بیست تا پنجاه سالگی به دست آمده­است بررسی شدو تداخل­هایی مانند موارد مشخص شده در جمله­های این جدول بدست آمد. در این نمونه­ها هم تداخل آوایی از زبان اول به زبان دوم رخ داده­است یعنی دو زبانه­ها ویژگی­های آوایی زبان اول خود را در زبان دوم یعنی فارسی، به کار برده­اند. به عبارت دیگر جمله­هایی که این دو زبانه­ها در زبان فارسی تولید کرده­اند، متأثر از ویژگی­های آوایی زبان تالشی است. برای مثال در تلفظ واژه­های زبان فارسی دو آوایِ /ü/  و  /ә/ که مختص زبان تالشی است وارد شده است و واژه­هایی با تلفظِ غیر فارسی به وجود آمده­ است:

تلفظ­های/raqәč/ به جای /eraqč/، /ejürič/ به جای/ejuričیاeturič/، /dәræxt/به جای /deræxt/، /tabestün/ به جای/tabestun یا tabestan/، /næmišәnasi/ به‏جای /nemišenasi/، /mšæbә/ به جای/?emšæb/ و/bәxur/ به جای/bexur/ و دیگر مثال­های مشابه در جمله­هایی به زبان فارسی پدید آمده­اند. افزون بر این تداخل برخی دیگر ویژگی­های زبان تالشی در جمله­های فارسی این دو زبانه­ها دیده می­شود. این ویژگی­ها در واژه­هایی مانندِ /sæda/ به جای /seda/، /kam/ به جای /kæm/، /kænar/ به جای /kenar/، /qoræ/ به جای /qore/، /mædræsæ/ به جای /mædræse/ و دیگر موارد مشابه هم دیده می­شود. همچنین مواردی از قلب، حذف و ابدال که در برخی از واج­های تالشی رخ می­دهد به واژه­های تولید شده به زبان فارسی هم تعمیم یافته است که در نمونه­های زیر دیده می­شود. حذف واج /r/ از آخر کلمه مانند /eqædč/ به جای /eqædrč/ ابدال در واژه­هایی مانند /sәndux/  به جای /sænduq/  که در آن واج /q/ /x/ بدل شده و قلب در واژه­هایی مانند /sohb/ به جای /sobh/ که در تلفظ واژه­های فارسی از سوی دو زبانه­های تالشی وارد شده­است. البته تداخل آوایی در بین داده­های افراد در هر سطح سوادی دیده می­شود ولی تداخل در میان داده­های با سطح سواد بالا نسبت به تداخل در داده­های با سطح سواد پایین­تر کمتر است. با این همه در تمامی سطوح تداخل وجود دارد. در جدول مقایسه­ای شمارۀ 1 تعداد کل و درصد تداخل این گروه به تفکیک جنسیت بررسی می­گردد.

 

 

جدول مقایسه­ای شمارۀ1

فارسی-تالشی

تعداد کل

مرد

زن

درصد کل

تعداد افراد

30

15نفر

15نفر

100

تعدادتداخل

27

13

14

90

در جدول مقایسه­ای شمارۀ1 تعداد نفرها  به تفکیک و در کل مشخص شده­است همچنین تداخل در کل و نیز به تفکیک نفر و جنسیت آمده­است. برای مثال از 15 نفر زن تعداد14نفر به زبان فارسی تداخل زبانی داشته­اند و همچنین از 15نفر مرد تعداد13نفر در فارسی تداخل زبانی داشته­اند.

6-4 - دو زبانه­های تالشی - فارسی گروه سنی (50 به بالا)

در این گروه داده­های مورد نظر از افراد بی­سواد و افرادی با سطح سواد خواندن و نوشتن اخذ شده است و تمامی افراد این گروه که بیست نفر زن و مرد می­باشند دو زبانه­های غیر هم سطح هستند و در زبان تالشی تسلط بیشتری دارندو بدون استثنا در جملات و گفته­های آن­ها هیچ‏گونه تداخل آوایی از زبان دوم به زبان اول صورت نگرفته ­است. ولی در اکثر جملات تمامی افراد تداخل آوایی از زبان تالشی به زبان فارسی دیده می­شود. در جدول شمارۀ5 نمونه­ها برای مثال و توجیه چگونگی تداخل، تعدادی از جملات اخذ شده از این افراد، ذکر می­شود که دارای تداخل آوایی می­باشند:

جدول شمارۀ5: نمونه­ها

?anan ketab ra bærdaštænd

اصلی

anan kitab bærdašti

تداخلی

آنان کتاب را برداشتند

برگردان

čәraq  kenære divar ?ast.

اصلی

әraq   kænære divar ast

تداخلی

چراغ کنار دیوار است.

برگردان

sib ra ?æz deræxt čid

اصلی

sib ra æz dәræxt   әnid

تداخلی

ادامه جدول شمارۀ5: نمونه­ها

سیب را از درخت چید

برگردان

færda ba xanævade be jængæl ræftim

اصلی

færda ba xanævadæ ræftim bæ višæ.

تداخلی

فردا با خانواده به جنگل رفتیم

برگردان

emruz jom?e hæftomin ruze hæfte æst

اصلی

әmrüž    jü hæftumin rüže hæftæ æst

تداخلی

امروز جمعه هفتمین روز هفته است

برگردان

čænd ta gerdo ruye deræxt mande

اصلی

čæn ta girdo be dәræxt mande

تداخلی

چند تا گردو روی درخت مانده­است.

برگردان

 

در جدول شمارۀ 5 جمله­های اخذ شده از تعداد بیست نفر مرد و زن پنجاه سال به بالا بررسی شد و نتایج زیر به دست آمد: آوردن /i/ به جای /e/ و یا /e/ به جای/i/ در هجای اول برخی کلمه‌های فارسی که در اول دارای/e/و یا /i/ هستند یعنی بعضی کلمه­های فارسی را با/i/ و بعضی را با /e/ تلفظ کرده­اند. برای مثال به جای /ketab/  از /kitab/ یا/kitob/ به جای /gerdu/ از /girdo/ و به جای /bihuš/ از /behüš و به جای /fekr/ از /fik/ و به جای /belæxære/از /bilæxæræ/ و به جای /jens/ از  /jins/استفاده کرده­اند. همچنین وارد کردن آوای /ә/ و /ü/ در تلفظ کلمات فارسی به تلفظ کلمه­هایی مانند /jüjæ/ به جای /juje/، /düst/ به جای /dust/، /mrüžә/ به جای /?emruz/، /jümæ/ به جای /jom?e/، /rüže/ به جای /ruze/، /darәm/ به جای /daræm/، /halәš/ به جای /halæšو haleš/، /pәsær/ به جای /pesær/، /dәræxt/ به جای /deraxt/، /raqәč/ بهجای /eraqč/، /qәrmәz/ به جای /qermez/، /škiәm/ به جای/meški/، منجر شده­است. همچنین با دخالت دادن تلفظ تالشی برخی کلمات به واژه­های فارسی که با واژه‌های تالشی از یک ریشه است، واژه­های فارسی /be/ به صورت/bæ/، /hæfte/ به /hæftæ/، /xanævade/ به صورت/xanævadæ/، /hæme/ به صورت/hæmæ/، /xušmæze/ به صورت/xæšmæz/، /nemirævæd/ به صورت/næmirvæd/، و دیگر موارد مشابه تلفظ شده­اند. البته تداخل­های دیگری هم رخ داده­است که در ادامه بیان می­شود: فرایند حذف واج /r/ از پایان و میان واژه­ها که در تالشی عنبران در فرایند تحول واژگان اتفاق می­افتد از واژه­های فارسی مانندِ حذف /r/ از پایان واژۀ /fekr/ و تلفظ آن به شکل /fik/ و حذف /r/ از میان واژۀ /gærm/ و تلفظ آن به شکل /gam/، حذف واکۀ /e/از پایان /xušmæze/ و تلفظ آن به شکل /xæšmæz/ از جمله  تداخل­های آوایی رخ داده در تلفظ این افراد است. لازم به ذکر است که واج /?/ یعنی [ع]فارسی در زبان تالشی وجود  ندارد در این مورد هم دوزبانه­های تالشی این واج را از اول و میان و پایان واژه­ها حذف و یا تبدیل به واج دیگری کرده­اند مانند تلفظ کلمۀ /bæ?d/ به شکل /bæd/ و یا تلفظ /ufunæt?/ به شکل/fünætә/ و یا تلفظ /jom?e/به شکل/jümæ/که در این جهت رخ داده­اند. ابدال واج /b/ به /v/ در واژۀ /tabestan/ و تلفظ آن به شکلِ/tuvәstün/ همچنین در چند مورد فرایند اضافه رخ داده­است: تلفظ /xune æm/ به صورت  /xuneyæm/، /idč/ به صورت /čәnid/ از فرایندهای رخ داده در تلفظ کلمات فارسی  بین تالشی زبان­ها بوده­است. در نمودار ستونی شمارۀ2تداخل آوایی دو گروه آخر به تفکیک سن و جنسیت و درصد هر یک بررسی شده­است.

 

نمودار ستونی و مقایسه­ای2

در نمودار ستونی2 تعداد نفرات دو گروه سنی با میانگین 35سال و 65سال در کل و به تفکیک جنسیت هر گروه آمده است. همان گونه که از این نمودار  پیداست تعداد افراد با میانگین سنی 35سال 15نفر زن و 15نفر مرد است که از این تعداد 93. 33درصد زنان و 86. 66درصد مردان در گفتار خود به فارسی از زبان تالشی تداخل آوایی داشتند. در ضمن در میان گروه سنی با میانگین 65سال صد در صد افراد اعم از زن و مرد در گفتار خود به فارسی از زبان تالشی تداخل آوایی داشتند.

7- نتیجه­گیری

ل. ژ. کالوه تفاوت آوایی را مسئله ساز می­داند زیرا گویشوران دیگر زبان­ها نمی­توانند تفاوت‌های آوایی زبان دیگر را تشخیص دهند و دچار خطا می­شوند. ( 1379: 46-47)

ر. هارتمن و ف. استورک، تداخل را خطای کاربردعادت گفتاری زبان بومی در زبان یا گویش دوم می­داند (1972: 115).

ی. مدرسی تداخل در سطح آوایی را به سبب وجود ویژگی­های مشترکی می­داند که باعث اشتباه فرد دو زبانه در یکسان پنداری دو واج می­شود و فرد  ناآگاهانه آن­ها را به جای یکدیگر به کار می­برد. ( 1391: 65-66)

بنابر نظر پژوهشگران داخلی و خارجی ذکر شده در  از زبان مادری و یا زبان اول به زبان دوم تعمیم یافته­است و این شاید به خاطر شکل­گیری و تثبیت دستگاه گفتاری انسان در دورۀ بلوغ و عادت­های زبانی گویشوران است. به عبارت دیگر چون الگوهای آوایی زبان نخست به عادت گویشوران دو زبانه تبدیل شده، فرد دوزبانه، این عادت نهادینۀ خود را به زبان دوم هم تسری می­دهد. همچنین به علت تفاوت آوایی که بین تالشی و فارسی وجود دارد و زبان تالشی دو واکۀ / ü/ و /ә/ را نسبت به زبان فارسی بیشتر دارد لذا اکثر دوزبانه­های تالشی- فارسی به نوعی این دو واکه را به برخی کلمه­های فارسی تسری داده­اند. از طرف دیگر دو زبانه­های فارسی– تالشی هم در جایگاه این دو واکه در داده­های تالشی از نزدیک­ترین واکه­های فارسی به این دو واکه یعنی واکۀ / e/ و / u/ استفاده کرده­اند. بنابراین و با توجه به دیدگاه صاحب نظران، باید در پاسخِ پرسش دوم گفت که در این پژوهش تداخلِ آوایی، بیشتر به سبب تفاوت موجود بین دو زبان رخ داده­است. با این همه گاهی تداخل آوایی، به دلیل تفاوت موجود بین نظام آوایی دو زبان نبوده­است بلکه تشابه جایگاه و یا شیوۀ تولید دو واج در زبان فارسی و تالشی، باعث تبدیل هر یک از آن­ها به دیگری شده­است برای مثال  /hæq/ فارسی در زبان تالشی به شکلِ /hæx/ تلفظ می­شود یعنی واج ملازی  /q/ به واج ملازی /x/ تبدیل شده­است. تعدادی دیگر از داده­ها و تداخل­هایی که در آن‏ها دیده­ می­شود؛ نشان می­دهند که غیر از تفاوت­ها و تشابهات که باعث ایجاد تداخل آوایی در داده­های هر یک از داده­های دو زبان، شده­اند؛ مسائل دیگری از جمله عادت زبانی و شیوه‏های تلفظ و یا حذف و ابدال در هر یک از زبان­ها باعث ایجاد تداخل آوایی  در زبان دیگر شده­است برای مثال واژه­های زبان فارسی که به‏های غیر ملفوظ ختم شده­اند و با صدای /e/ تلفظ می­شوند؛ در زبان تالشی با صدای/æ/ تلفظ شده­اند. همچنین قاعدۀ حذف واج /r/از پایان و میان برخی واژه­های تالشی به برخی واژه­های فارسی هم تعمیم داده­شده­اند. البته دو زبانه­های فارسی- تالشی هم واژه­های تالشی را هم که به /æ/ ختم شده­اند، با /e/ تلفظ می­کنند. برای مثال /bæ/ را در تالشی به شکل /be/ تلفظ می­کنند. در نتیجه با توجه به نتایج این پژوهش بیشتر تداخل­ها در سطح آوایی، از زبان مادری و یا زبان نخست به زبان دوم سرایت کرده­است و در ضمن بیشتر تداخل­ها، به دلیل تفاوت آوایی دو زبان بوده­است. البته تشابهات و یا یکسانی جایگاه تولید واکه هم باعث تداخل زبانی شده­اند و در نهایت غیر از تفاوت­ها و تشابهات، عادت­های زبانی هم باعث تداخل آوایی بوده­اند.

با توجه به نتایج به دست آمده از بررسی داده­ها و همانگونه که در نمودار و جدول نمایان است در جواب سوال سوم باید گفت که درست است که از نظر جنسیت بین دو جنس در بعضی گروه­ها تفاوت­ اندکی وجود دارد  ولی حداقل در این بررسی تفاوت قابل ذکری نیست. از نظر سنی هم گروه تالشی- فارسی در سه گروه سنی هشت تا بیست ساله­ها، بیست و یک تا پنجاه و پنجاه و یک تا هفتاد و پنج ساله­ها تقسیم شده­اند در میان این سه گروه، بدون توجه به جنسیت به ترتیب گروه سنی نخست حدود 75درصد و گروه دوم 89درصد و گروه سوم 100درصد، تداخل آوایی داشته­اند بنابر این در پژوهش حاضر با افزایش سن درصد تداخل آوایی افراد هم افزایش داشته­است به گونه­ای که گروه سنی سوم حدود 25درصد نسبت به گروه اول و حدود11درصد نسبت به گروه دوم بیشتر تداخل داشته­اند. اما دوزبانه­های فارسی-تالشی که زبان اول آن­ها دو واکۀ /ә/ و /ü/ را ندارد نسبت به گروه اول و هم سال خود تداخل بیشتری دارند یعنی عدم وجود آن دو واکه این دوزبانه‏ها را وادار کرده دچار خطا شده  و از موارد مشابه آن دو واکه در فارسی استفاده کنند. در پایان پیشنهاد می­شود برای حصول نتیجه­ای متقن پژوهش­های مشابهی در دیگر شاخه­های زبان تالشی و همچنین در شاخۀ شمالی زبان تالشی، با جوامع آماری متفاوت انجام شود تا از نتایج به دست آمده و مقایسۀ آن نتایج، اتقان بیشتری نسبت به این گونه تحقیقات ایجاد شود. البته لازم است در دیگر حوزه­های زبانی ازجمله در حوزۀ نحو، ساخت واژه و معنی شناسی هم این گونه تحقیقات انجام شود تا در تدوین منابع آموزشی و بازپروری آموزگاران و دیگر متصدیان آموزش زبان فارسی در مناطق دوزبانه مورد استفاده قرار گیرد.

 

 

خانبابازاده. کیومرث (1393). تاثیر ویژگی ارگتیو تالشی‌­بر فراگیری فارسی، مجموعه مقالات. نهمین همایش زبان­شناسی ایران. صص469-478.

خانبابازاده. کیومرث (1395). خطاهای نحوی تالشی‌زبان­ها در فارسی معیار. تهران: مؤسسۀ اندیشمندان کسرا.

رضایتی کیشه‌خاله، محرم؛ فاضلی، فیروز ؛ یوسفی نصیرمحله، مریم (1387)، نمودهای اجتماعی و مردم شناختی در گویش تالشی، گویش­شناسی، شمارۀ7، صص79-55

فابرو. فرانکو (1392). مقدمه­ای بر عصب­شناسی زبان در دوزبانگی. مترجم دکتر اکبر حسابی. اصفهان:  انتشارات دانشگاه اصفهان.

کالوه. ل . ژ (1379). درآمدی بر زبان­شناسی اجتماعی. ترجمه محمدجعفر پوینده. تهران: انتشارات نقش جهان.

کمالی، رویا (1392)، بررسی تحولات واجی گویش تالشی شمالی گونه عنبرانی، رساله کارشناسی ارشد،  دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز.

مدرسی. یحیی (1391). درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.

میرزاپور، فاطمه (1390)، بررسی پدیده دوزبانگی در جغرافیای قومی تالش، رساله کارشناسی ارشد، رشت: دانشگاه گیلان.

ناتل خانلری. پرویز (1365). تاریخ زبان فارسی. تهران: نشر قطره.

یوسفی نصیرمحله، مریم (1384)، مسائل جامعه‌شناختی گویش تالشی، رساله کارشناسی ارشد، رشت: دانشگاه گیلان.

Grosjean. F. (1982). Life with Two Languages. An Introduction to Bilingualism. Cambridge, MA:  Harvard University press.

Hartman. R. ; Stork. F. (1972). Dictionary of Language and Linguistics. London:       Applied Science publishers.

Weinreich. U. (1953). Languages in Contact. New York The Hague: Mouton.