<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>مردم‌شناسی در گذار: آشفتگی یا تحقیر</VernacularTitle>
			<FirstPage>13</FirstPage>
			<LastPage>26</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33660</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جلال الدین</FirstName>
					<LastName>رفیع فر</LastName>
<Affiliation>استاد - دانشگاه تهران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"></OtherAbstract>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33660_5e6ff78d8ffefe5f71bfa7d5574614d6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>رویکرد شاعران برجسته معاصر (پس از نیما یوشیج) به باورهای عامه</VernacularTitle>
			<FirstPage>27</FirstPage>
			<LastPage>50</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33661</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>حقی</LastName>
<Affiliation>عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">باورهای عامه بخش مهمی از فرهنگ عامه (فولکلور) به شمار می‌رود و استفاده از این باورها در شعر یک شاعر نشانگر توجه او به محیط پیرامون و پیوند او با توده مردم و فرهنگ آنهاست. این باورها از دیرباز تاکنون در شعر فارسی بازتاب داشته‌اند و شاعران با اشاره به آنها بر زیبایی، تأثیرگذاری، نفوذ و صمیمیت شعر خود افزوده‌اند. در شعر معاصر علاوه بر باورهای سنتی و کلیشه‌ای، گاه به باورهایی جدید و محلی نیز برمی‌خوریم. بر خلاف شاعران گذشته که بدون هیچ نقد و قضاوتی، به نقل این باورها در اشعار خود پرداخته‌اند، شاعران معاصر که غالباً آشنا به این عقاید هستند نه باورمند و پایبند به آنها، رویکردهای مختلفی در این باره داشته‌اند. برخی شاعران معاصر به استفاده از باورهای عامه در جهت خلق مضامین و تصاویر شاعرانه اکتفا کرده‌اند و برخی نیز با دخل و تصرف در اینگونه تلمیحات و یا با نگاهی انتقادی و طنزآمیز به بیان آنها پرداخته‌اند. گاه نیز شاعران معاصر تحت تأثیر میدان تولید ادبی از باور عامه برای ساخت نمادهای سیاسی-­ اجتماعی استفاده کرده­اند. در این مقاله که به روش توصیفی و تحلیل محتوا نگاشته شده است، سعی می‌شود مهم­ترین رویکردهای شاعران برجسته پس از نیما یوشیج در خصوص باورهای عامه بررسی و تحلیل شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شعر معاصر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">باورهای عامه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تلمیح</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نماد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میدان تولید ادبی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33661_d0509bdcf257b525756b981d54351da6.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>تداخل آوایی در جمله‌های دوزبانه‌های فارسی– تالشی و تالشی– فارسی</VernacularTitle>
			<FirstPage>51</FirstPage>
			<LastPage>74</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33663</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>کیومرث</FirstName>
					<LastName>خانبابازاده</LastName>
<Affiliation>دانشجو دکترای ادبیات فارسی دانشگاه گیلان</Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7055-5325</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محرم</FirstName>
					<LastName>رضایتی کیشه خاله</LastName>
<Affiliation>گروه ادبیات دانشگاه گیلان</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">زبان تالشی بسیاری از ویژگی­های دورۀ باستان زبان­های ایرانی را در خود نگه داشته­است و از نظر آوایی با زبان فارسی معیار، تفاوت­هایی دارد به طوری­که در فارسی واکه­های /ә/ و /ü/ وجود ندارند. این تفاوت­های آوایی باعث تداخل آوایی زبان مادری در جمله­های تولیدی دو زبانه­های تالشی- فارسی و یا حذف و تلفظ نادرست چند آوای متفاوت با زبان فارسی، در جمله­های تولیدی در دو زبانه­های فارسی– تالشی می­شود. دو زبانگی حالتی است که در آن گویشور یک زبان بتواند با زبانی دیگر که با زبان اول او متفاوت است صحبت کند. در چنین حالتی فرد دو زبانه ناخودآگاه ویژگی‌هایی را معمولاً از زبان اول به زبان دوم تعمیم می­دهد که تداخل زبانی نامیده می­شود. تداخل دو زبان در یک­دیگر به دلیل ضعفِ گویشور در یکی از زبان­ها پیش می­آید و گویشور سعی می­کند برای برقراری ارتباط به زبان دوم، ویژگی­های زبانیِ زبان اول و یا زبان چیرۀ خود را در زبان دوم به کار ببرد. بنابراین در این پژوهش، با توجه به داده­های میدانی که با پرسش­نامه از  این گونه دو زبانه­ها گردآوری شده تداخل آوایی زبان اولِ دوزبانه­ها در زبان دوم آن­ها بررسی گردید. نتیجه این­که بیشتر تداخل­ها از زبان اول به زبان دوم و به علت تفاوت آوایی صورت گرفته است. البته گاهی تشابه واکه­ها و همچنین عادت­های زبانی موجب تداخل زبانی شده­اند.&lt;br /&gt; &lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آواشناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان تالشی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">زبان فارسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دوزبانگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تداخل آوایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33663_57a9d589fa03ef4795f38f84306486c4.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>وادوش، وادوشا، بادوشا، تراز خلاقیت و ابتکار مختابادهای البرز شرقی در استفاده بهینه از نیروی انسانی</VernacularTitle>
			<FirstPage>75</FirstPage>
			<LastPage>94</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33665</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>شاه حسینی</LastName>
<Affiliation>دانشگاه خوارزمی دانشجوی دوره دکترا. محقق و پژوهشگر</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یکی از شیوه‌های کوچ نشینی در البرز شرقی، مختابادی است. ویژگی مهم این نوع دامداری سنتی مبتنی بر کوچ، عدم حضور زنان در فعالیت‌های دامداری است. زن‌ها در تمام طول سال در روستا و احیاناً در شهر می‌مانند و نقشی در امور دامداریِ خارج از روستا ندارند. بنابراین دامداران، در دوره استقرار ییلاقی- که دوره شیردوشی و تهیه فرآورده‌های لبنی است- مردان ماهری را که در امر شیر دوشی و تهیه لبنیات، مانند کندیل زنی و کشک زنی و تهیه قره‌قروت مهارت دارند، استخدام می‌کنند. این افراد در میان دامداران مناطق البرز شرقی ایران به مخته‌باد، مختاباد، مختاباذ و مخته‌باذ نامبردار هستند. در این شیوه اوج مشارکت دامداری مشاهده می‌شود. در این سیستم، دامداران دام‌های خود را در گله مشترکی گرد می‌آورند، مشترکاً به چرا می‌برند، چوپان مشترک می‌گیرند، مشترکاً شیر دوشی می‌کنند، به کمک هم لبنیات درست می‌کنند و مشترکاً مخارج می‌پردازند و در آخر نیز تمامی درآمدها را نسبت به سهم هر کس از گله اشتراکی تقسیم می‌کنند.&lt;br /&gt;  وادوش، وادوشا، بادوشا یا تراز، افزون بر این از جشن‌های دامداری این منطقه به شمار می‌رود، در شمار یکی از مهم‌ترین تعاونی‌های سنتی دامداران و مختابادها نیز محسوب می‌شود.&lt;br /&gt;  این آیین که در اواسط دوره شیردوشی برگزار می‌شود بیانگر نوعی از مشارکت و یاریگری است که دامداران در استفاده بهینه از نیروی انسانی به کار گرفته‌اند. نوشتار پیش رو می‌کوشد با تکیه بر روش توصیف و تحلیل، به معرفی و تحلیل ویژگی‌های مردم شناسانۀ این آیین در میان گله‌داران البرز شرقی در استان سمنان بپردازد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">یاریگری سنتی / وادوش یا وادوشا / مختابادها / استان سمنان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33665_34bba8a30dd89834c698d76e7e4fa833.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی منشأ مهاجران اولیه رودهن</VernacularTitle>
			<FirstPage>95</FirstPage>
			<LastPage>114</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33667</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اصغر</FirstName>
					<LastName>شیرمحمدی</LastName>
<Affiliation>رودهن خیابان امام پلاک 1248</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">رودهن، که معنی آن رودخانه است، شهری است درشرق استان تهران. دو گروه عمده جمعیتی در آن زندگی می‏کنند: مهاجران اولیه و مهاجران متأخر. مسئلۀ ما در این نوشتار بررسیِ چرایی و چگونگی مهاجرت مهاجران اولیه یا آن گروه جمعیتی است که خود را کردبچۀ ترک زبانِ اهل حقْ معرفی می‏کنند. برای اجرای پژوهش، از روش پژوهش کیفی (مطالعه اسنادی) استفاده شده است. مهاجران اولیه رودهن به خاطر خصوصیت‏های فرهنگی مشترکشان یک گروه قومی محسوب می‏شوند. آنها کرد و ترک زبان هستند. این تضاد، به عنوان نتیجه فرایند یک فرهنگ پذیری تاریخی قابل تبیین است. نتیجه پژوهش حاضر گویای آن است که مهاجران اولیه رودهن هم زمان با پایتخت شدن تهران توسط پادشاهی قاجاریه به عنوان نیروی حامی و پشتیبان حکومت و پایتخت جدید، از ارومیه به این منطقه کوچیده اند و در ادامه به عنوان تیول دار، در این منطقه ساکن شده‌اند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رودهن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مهاجرت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کردبچه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اهل حق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترک زبان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33667_a8caeaa601d8ddb3bff4e38d74435d5f.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>عشق و جدایی: مطالعه ای مردم نگارانه در بین زنان شاغل و تحصیلکرده ساکن تهران</VernacularTitle>
			<FirstPage>115</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33670</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سهیلا</FirstName>
					<LastName>علیرضانژاد</LastName>
<Affiliation>عضو هیات علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مقاله در پی شناخت رابطه عشق با جدایی و طلاق است. روش انجام پژوهش مردم نگاری و نمونه گیری هدفمند بود. پژوهش به مدت 12 سال اجرا شد و یافته­ها نشان می­دهند که در دهه­های اخیر اهمیت عشق در زندگی زنان افزایش یافته است. شایان ذکر است که مفهوم عشق نیز در خلال زمان دگرگون شده است. با توجه به نقش عشق در ازدوج می­توان سه نوع ازدواج سنتی، انتخابی و عاشقانه را شناسایی نمود. یافته­ها همچنین نشان می­دهد که وجود عشق در رابطه بین زوجین چالش­های ویژه زن معشوق/ زن همسر، زن عاشق/ زن معشوق و مهمتر از همه فانتزی حرمسرا را ایجاد کرده است. این سه چالش بر ظهور پدیده طلاق و جدایی موثرند. پدیده حرمسرا در هر سه نوع ازدواج دیده شد اما زنان در ازدواج سنتی کمتر و دیرتر به این پدیده عکس­العمل نشان می‌دهند در حالی که در نزد زنانی که به ازدواج عاشقانه اقدام کرده­اند معمولا عکس­العمل در برابر آن شدید و آنی است. دلیل این اثر وجود دوگانه­های ذکر شده به ویژه دوگانه همسر/معشوق است. نکته آن است که زنان در ازدواج سنتی، علیرغم دردناک بودن تجربه از پدیده حرمسرا، عملا موقعیت معشوق را تجربه نمی­کنند و احتمالا به همین دلیل دیرتر برای جدایی اقدام می­کنند.&lt;br /&gt;  </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عشق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ازدواج</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طلاق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همسر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معشوق</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عاشق</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33670_771a920034826064643a2d215e7ae6e1.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>کارکرد و نقوش وریس در گذار از کوچندگی به یکجانشینی در ایل بختیاری</VernacularTitle>
			<FirstPage>145</FirstPage>
			<LastPage>168</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33671</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرح ناز</FirstName>
					<LastName>قاضیانی</LastName>
<Affiliation>رئیس ترویج معاونت صنایع دستی/ سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2018</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">«وریس» یکی از دست بافته‌های نواری زنان ایل بختیاری، با نقش‌ها و طرح‌های انتزاعی منحصر به فرد است که از پشم گوسفند، موی بز و در مواردی کاموا بافته شده و در زندگی کوچندگی عشایر بختیاری به عنوان طناب در عرض‌های متفاوت برای مصارف مختلف کارکرد داشته و امروزه این هنر به دلیل یکجانشینی عشایر محدود شده است. حال این سئوال مطرح است که یکجا نشینی چه تأثیری بر کارکرد و نقوش منسوج وریس گذاشته است؟ هدف این مقاله شناسایی علت تغییراتی است که در اثر یکجانشینی بختیاری‌ها در کارکرد و نقوش وریس صورت گرفته‌است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، گردآوری مطالب کتابخانه­ای و میدانی و محدودۀ تاریخی آن دورۀ معاصر است. از نظر موضوعی نیز  صرفاً شامل وریس‌بافی به عنوان یکی از دست بافته­های ایل بختیاری است و به دیگر منسوجات نواری آنان نمی‏پردازد. نتیجۀ تحقیق نشان می‌دهد که نیاز عشایر بختیاری به نوارهای وریس در دورۀ کوچندگی باعث تنوع در کاربرد آن­ها شده و اقتضای شرایط کوچ، اعتقادات و باورها و ارتباط تنگاتنگ آن‌ها با طبیعت، خلق نقوشی زیبا را در بافت وریس به همراه داشته است که در زمان یکجا‌نشینی ایل، اکثرکاربردهای عملی خود را از دست می‌دهد و موجب کنار گذاشتن تدریجیِ نقوش و بافت این منسوج می‌شود.&lt;br /&gt;  </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">&amp;quot;ایل بختیاری&amp;quot;</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">&amp;quot;وریس&amp;quot;</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">&amp;quot;کوچندگی&amp;quot;</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">&amp;quot;یکجانشینی&amp;quot;</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33671_a558c381aebf06fa45e86636212e2956.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>انجمن انسان‌شناسی ایران</PublisherName>
				<JournalTitle>نامه انسان‌شناسی</JournalTitle>
				<Issn>1735-2096</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>25</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2017</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle></ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه پدیده ازدواج اجباری زنان در فجایع طبیعی (پیامدهای اجتماعی فاجعه در زنان بازمانده زلزله 1382 بم)</VernacularTitle>
			<FirstPage>169</FirstPage>
			<LastPage>202</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">33672</ELocationID>
			
			
			<Language>FA</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>کمال الدینی</LastName>
<Affiliation>دانشجوی دکتری جامعه شناسی گروههای اجتماعی ،واحد علوم و تحقیقات ، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ،ایران</Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>ازکیا</LastName>
<Affiliation>استاد تمام گروه جامعه شناسی ، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد علوم و تحقیقات ،تهران ،ایران</Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2017</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract></Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پیامدهای اجتماعی فاجعه برافراد بر اساس سن، جنسیت، طبقه اقتصادی و اجتماعی متفاوت است وکودکان، زنان و افراد کم درآمد آسیب بیشتری در گروه قربانیان و بازماندگان فاجعه تجربه می‏کنند. مطالعه حاضر پژوهشی کیفی است که با هدف درک پیامدهای اجتماعی ناشی از زلزله بم برگروه اجتماعی زنان انجام شده است. با این هدف، با کاربست روش کیفی گراندد تئوری و تکنیک مصاحبه عمیق و با روش نمونه گیری هدفمند به بررسی پیامدهای اجتماعی در زنان نجات یافته از زلزله 1382 بم پرداختیم و در نهایت بعد ازکدگذاری 25 مصاحبه به اشباع نظری رسیدیم. بر اساس یافته‏های پژوهش، استنباط نظری محقق بر این است که شرایط علی ناشی از تاثیرات مستقیم زلزله از جمله مرگ پدرخانواده یا والدین و همینطور شرایط مداخله گر وضعیت اقتصادی خانواده بر تجربه پدیده ازدواج اجباری در گروه زنان مجرد و بیوه تاثیر دارد و زنانی که در راهبردهای برخورد با این پدیده منفعلانه رفتار کرده‏اند، مجبور به پذیرش ازدواج اجباری و پیامدهای آن همچون کاهش کیفیت زندگی زناشویی، خشونت خانگی، خیانت زناشویی و احساس خشم شده اند.&lt;br /&gt;  </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ازدواج اجباری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فاجعه طبیعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گراندد تئوری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
<ArchiveCopySource DocType="pdf">https://journal.asi.org.ir/article_33672_a0c289885e58f954019844b23965b110.pdf</ArchiveCopySource>
</Article>
</ArticleSet>
