مطالعه‌ مردم‌شناختی برساخت هویت‌ مادری به میانجی زیست‌فناوری با تاکید بر رحم جایگزین و اهدای جنین

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای جامعه شناسی فرهنگی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دکترای تخصصی جامعه شناسی، واحد علوم تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

چکیده

در حال حاضر به مدد زیست‌فناوری[1]، امکان فرزندآوری بدون تجربه‌ زیسته‌ بارداری، زایمان و شیردهی محقق شده است. به این معنی، دوگانه‌ مادر-کودک به میانجی تکنولوژی به زنجیره‌‌ای از ارتباطات بین مفاهیم بدل می‌شود و به صورت مادر درخواست کننده- مادر زیستی- مادر جایگزین- ‌کودک صورت‌بندی می‌شود. بنابراین، ایجاد فاصله‌ بین مادر و کودک به معنی نبود عناصر برسازنده‌ هویت مادر شدن مانند پیوند خونی، بارداری و شیردهی است؛ پس برساخت هویت مادر شدن خدشه‌دار می‌شود. در این صورت، با توجه به فقدان عناصر هویت‌بخش، امکان برساخت هویت مادر شدن چگونه ممکن می‌شود؟ در این مقاله با طرح پرسش‌های مداوم از داده‌ها، روابط درهم ‌تنیده‌ عناصر برسازنده‌ هویت مادری کشف می‌شوند؛ به این معنی کوشش می‌شود تا با مصاحبه‌های عمیق به کشف الگوی‌ برساخت هویت مادر شدن دست ‌یابد. ابزارهای مفهومی «خود»، «اجرای نمایشی» و «فاصله» به ترتیب در نظریه‌های مید، گافمن و زیمل، شناسایی ارتباط‌های صریح برای مفصل‌بندی الگوی هویت را از درون مصاحبه‌های عمیق امکان‌پذیر می‌کند. نتیجه اینکه، الگوی برساخت هویت فردی مادری بر دیالکتیک دوگانه بدن مادر-جنین در دوران بارداری استوار است اما در چرخه فرزندآوری متکی بر زیست‌فناوری با حضور مادر ‌زیستی و مادر جایگزین فاصله‌ همیشگی بین مادر درخواست کننده و فرزند ایجاد می‌شود. بنابراین، هر چند که اجرای نمایشی دوران بارداری و زایمان با رویت‌ناپذیر کردن ناباروری در رفع داغ ننگ به طور موقتی موفقیت‌آمیز است اما برساخت هویت فردی-اجتماعی مادر شدن از گذر فرایند رویارویی- تردید - انفصال به صورت غریبه مفصل‌بندی می‌شود. 


 

کلیدواژه‌ها